آيا از سلامتي برخوردار هستيد؟ حتما مي گوييد بله، به بيماري مبتلا نيستم، اما به نظر مي رسد انتظارات بشر امروزي از سلامتي به معني بيمار نيودن فراتر رفته است. امروزه كيفيت زندگي هم به موضوع سلامتي مرتبط شده است. سازمان بهداشت جهاني سلامتي را رفاه كامل جسمي، رواني و اجتماعي و نه فقط بيمار نبودن مي داند.

حتما مي گوييد واكسن هاي خود را مرتب زده ام،‏ دندان هاي خود را مسواك مي كنم‏، به ورزش و غذاي خوب توجه دارم و ....... ولي به نظر مي رسد اين اقدامات براي كسب سلامتي كافي نيست. سه اولويت عمده مشكلات مرتبط با سلامتي در جامعه ما را تصادفات و حوادث، بيماري هاي قلب و عروق و اعتياد تشكيل داده اند. ايدز بلاي قرن ما شده است. اينها مشكلات و معضلاتي هستند كه ديگر با ورزش كردن، واكسن زدن يا مسواك كردن دندان ها نمي توان از آنها ايمن بود. اينها مشكلاتي هستند كه مصون شدن در برابر آنها فقط به ما مربوط نيست. مشكلاتي كه با رفتار هاي ما، رفتار هاي ديگران، فرهنگ حاكم بر اجتماع ما و مشكلات ديگري چون فقر و توسعه نيافتگي بيشتر ارتباط دارند تا ميكروب ها و واكسن ها. اما آيا تغيير فرهنگ و ريشه كني فقر و كنترل سبك زندگي دست يافتني است؟ آيا دولت ها مي تواند آرزوي ريشه كني سبك زندگي اعتيادي را نيز همچون ريشه كني فلج اطفال در سر بپروراند؟ آيا دولت ها توان كنترل اين معضلات را دارند و آيا مي توانند نه تنها ريشه كني اين مشكلات، كه رفاه كامل جسمي، رواني و اجتماعي را براي انسان ها به ارمغان آورند؟آيا نبايد راه كار تازه اي براي دستيابي به اين تعريف تازه از سلامتي يافت؟ 

همانطور كه نگاه ما به سلامتي تغيير كرد نگاه ما به شيوه دستيابي به سلامتي نيز تغيير يافته است. سازمان بهداشت جهاني ديدگاه ارتقاء سلامت Health Promotion را در برابر چشمان متوليان سلامتي در كشور هاي جهان قرار داده است. بر اساس اين ديدگاه تازه، ارتقاء سلامتي يعني توانمند سازي اجتماعات كوچك مردمي براي كنترل عوامل موثر بر سلامتي شان.

در اين ديدگاه، سازمان بهداشت جهاني توانمند ساختن مردم براي كنترل عوامل موثر بر سلامتي شان را هدف گرفته است. در اين نگاه تازه، مردم ركن اصلي دستيابي به سلامتي هستند و دولت ها تسهيل كننده اين فرايند،به عبارت ديگر، سلامتي كالايي است كه توسط مردم توليد و مصرف مي شود و دولت ها صرفا تسهيل كننده توليد و مصرف سلامتي توسط مردم هستند. در اين نگاه تازه، در كنار مشاركت مردم، اجتماع نقش خاصي داشته و واحد مطالعه و توانمند سازي، به جاي فرد، اجتماعات كوچك مردمي در نظر گرفته شده اند.

اجتماع كوچك به گروه هايي از مردم گفته مي شود كه خصوصيتي وجه مشترك دارند‏، به عنوان مثال با هم زندگي مي كنند، مانند اعضاء يك خانواده، يا اهالي يك محله، يا دانش آموزان يك مدرسه، دانش جويان ساكن يك خوابگاه، كارمندان يك اداره و .... و يا نسبت خاصي با هم دارند، مثل اقوام و فاميل، زرتشتيان، شيعيان، پزشكان، اساتيد دانشگاه و ....

اجتماعات كوچك در نگاه جديد سازمان بهداشت جهاني موضوع فعاليت متوليان سلامتي هستند.آنها با تشبيه اجتماع كوچك به يك انسان، به سلامتي آن مي نگرند. اجتماعات كوچك نيز بايد ارتباطات سالم (مانند دستگاه گردش خون)، نظام تصميم گيري سالم (همچون مغز)، سيستم ارتباطي خوب با ساير اجتماعات كوچك (مانند چشم و گوش ) و سيستمي براي دستيابي به هدف (دستگاه اسكلتي) و بالاخره سيستم دفع تنش ها و اختلافات (دستگاه دفع) و .... داشته باشند.

براي اجراي اين نگاه نو، سازمان بهداشت جهاني رويكرد اجتماع محور يا مبتني بر اجتماعات كوچك را پيشنهاد مي كند. بر اساس اين رويكرد، مردم به اجتماعات كوچك تقسيم شده و دولت ها با جلب و سازماندهي مردم در قالب اين اجتماعات كوچك، زمينه توانمند كردن آنها را براي دستيابي به سلامتي فراهم مي كنند