انسان بدبين عنوان مي كند كه ما، نه آزاد به دنيا مي آئيم، نه آزاد زندگي مي كنيم و نه آزاد از دينا مي رويم. عمر فراري داريم و حداكثر بعد از 90 سال مي ميريم.  در زماني به دنيا مي آئيم كه ناخواسته است، با شكل و شمائلي متولد مي شويم كه در انتخاب آن نقشي نداشتيم، در مكاني به دينا مي آئيم كه ايده آل ما نيست ، در خانواده أي پا به عرصه مي گذاريم كه در گزينش آن هيچ گونه اختياري نداشتيم، اقوام ما كساني هستند كه گزينش نكرده ايم، با روش هائي تربيت مي شويم كه مورد سليقه ما نيست، تندباد حوادث غير قابل كنترل و غير منتظره و دل آزار، ما را به هر طرف كه بخواهد، مي برد.  بيماري هاي ارثي و اكتسابي، ما را فرا گرفته است.  هر لحظه با خطر زلزله، طوفان، باران، طغيان، آتش فشان، و آتش سوزي مواجه هستيم.  جهان آكنده است از رگبارهاي مرگ بار، حادثه هاي هراس انگيز، طوفان هاي وحشتناك، تيرگي هاي ترسناك، گرداب هاي بلعنده، جانواران درنده، و موجهاي توفنده.

          اگر انسان بتواند از چنگ اينگونه حوادث، نجات پيدا كند، پيري و مرگ به سراغ او مي آيد و انساني را كه تازه، جا گرم كرده با خود مي برد.  به همين دليل، زيستن در اين كاخ به ظاهر دلاويز، سرد و بي ارزش است.

به قول نظامي :

از آن سرد آمد اين كاخ دلاويز                      كه تا جا گرم كردي، گويدت خيز

 

          خوشبختانه، با گذشت زمان، از تعداد افراد بدبين كم مي شود و بر تعداد افراد واقع بين، افزوده    مي شود.  افراد بدبين ، از زمين و زمان، و از همه چيز و همه كس ، بدگوئي مي كنند و شاكي هستند.  شخص بدبين به هيچ كس اعتماد كافي ندارد و تصور  مي كند كه همه مردم با او دشمن هستند و كسي به فرياد او نمي رسد.

هر لحظه مزن در، كه در اين خانه كسي نيست      بيهوده  مكن ناله كه فرياد رسي نيست

                                                                                      ( فرخي يزدي )

 

افراد بدبين شور زندگي را از دست مي دهند و احساس تنهائي، غمگيني و نامرادي مي كنند و عنوان مي كنند :

آنكه خود را نفسي شاد نديدست منم                 وانكه هرگز به مرادي نرسيدست منم

                                                                                      ( همايون اسفرايني )

          يكي از مهمترين ويژگيهاي سلامت روان، از ديدگاه سازمان بهداشت جهاني، اين است كه شخص احساس كند مورد قبول و احترام و اعتماد ديگران است.  شخص بدبين احساس ناامني، ترس و تشويش مي كند، و از دست ديگران و خود، به فغان است و فرياد مي زند كه :

آنكه از درد دل خود به فغان است منم             وانكه از زندگي خويش به جان است منم

                                                                                      ( هلالي جغتائي )

 

در روانپزشكي معاصر بدبيني به 3 گروه تقسيم مي شود:

1 –اختلال شخصيت بدبيني

2- اختلال   هذياني يا هذيان بد بيني

 3- بيماري اسكيزوفرنيا، نوع پارانوئيد يا بد بيني

 

فرد مبتلا به اختلال شخصيت  بد بيني،به همه چيز و همه كس، به ديده شك و ترديد نگاه مي كند و حالت دفاعي به خود گرفته و آنها را تهديد آميز و تحكم آميز و تحقير آميز تلقي مي كند.

بعضي از اين بيماران تصور مي كنند كه تحت تعقيب هستند، يا كسي مي خواهد آنها را بكشد يا مسموم كند.  تعدادي از اين بيماران، دچار هذيان حسادت، يا بزرگ منشي يا خود بزرگ بيني هستند.

در فرد مبتلا به اسكيزوفرنيا نوع پارانوئيد، هذيان و اوهام گزند و آسيب ، تحت تعقيب بودن، يا خود بزرگ بيني وجود دارد.

از لحاظ علت شناختي، عوامل مختلفي در ايجاد بدبيني، دخالت دارد.  جو شك و ترديد و ترس و تظاهر و بي اعتمادي و دروغگوئي و زورگوئي در خانواده و محيط، از عوامل زمينه ساز اين بيماري است.

تجربه هاي ناخوشايند فردي، خانوادگي و اجتماعي، ميتواند در ايجاد بيماري، نقش داشته باشد.

ويژگيهاي ارثي و سرشتي، و عوامل زيست شناختي، نقش مهمي در شكل گيري و بروز اين بيماري دارد.

درمان : اكثر بيماران مبتلا به بدبيني را مي توان با استفاده از دارو درماني، رفتار درماني بويژه شناخت درماني، روان درماني و محيط درماني ، معالجه كرد.

از داروهائي كه در درمان اين بيماري بسيار مؤثرند، مي توان به فلوفنازين، پرفنازين، كلرپرومازين، تيوريدازين، كلوزاپين، الانزاپين، هالوپريدول و ريسپريدون اشاره كرد.

با استفاده از درمانهاي غير داروئي، مي توان به اين افراد كمك كرد تا ديدگاه شناختي و نظام ارزشي اين افراد، اصلاح شود. خانواده درماني، موجب كاهش فشارهاي خانوادگي شده و كمك مي كند تا جو اعتماد و اطمينان، بوجود آيد