باورهای توجیه كننده    

 

 اگر بدانیم كه...

 هیچ زوجی هر اندازه هم كه یكدیگر را دوست داشته باشند، نمی‌توانند در همه زمینه‌ها با هم ‌هم‌رای و هم‌عقیده باشند، تلاش برای از میان برداشتن نقاط كور و رسیدن به رضایت خاطر معنا و مفهوم ‌می‌یابد. زن و شوهری كه مشكلات زندگی خود را به حساب بیماری و عیب و نقص می‌گذارند، راه ‌كمك به بهبود زندگی را بر خود می‌بندند. این باور، بسیاری از زوج‌ها را از تغییر دادن و یا حتی ‌تلاش برای متحول نمودن روابط باز می‌دارد. عاشق شدن اتفاق ساده‌ای است، اما حفظ روابط ‌حسنه و بهبود آن، آسان نیست. به مرور و پس از آنكه زندگی ادامه پیدا می‌كند، طبیعی است كه ‌تغییرات زیادی لازم می‌شود اما تنها با استفاده از برخی از اصول مشخص می‌توان به این فرآیند سرعت ‌بخشید، بسیاری از زوج‌ها، بعد از سال‌ها اختلاف و مشاجره چنین باوری پیدا می‌كنند.‌این اشخاص باید به یك پدیده طبیعی توجه داشته باشند، به نظر می‌رسد كه یك انحراف منفی و طبیعی به ‌مرور میان زن و شوهر ایجاد می‌شود تا آنها لحظات خوش زندگی را فراموش كنند. واقعیت این است كه اگر ‌به معیارهای غیر مولد و غیرسازنده بپردازید، وضع از آنچه هست بدتر می‌شود. اگر فهرستی از اشتباهات ‌همسرتان را به او بدهید و او را تهدید كنید كه اگر خودش را اصلاح نكند او را ترك خواهید كرد، مشخصا ‌به جایی نخواهید رسید. تهمت زدن، متهم كردن، تهدید نمودن و خط و نشان كشیدن و اولتیماتوم دادن،اغلب ‌بر وخامت رابطه می‌افزاید، اما در صورت استفاده از روش‌های مناسب، می توانید به مناسبات بهتری ‌دست یابید.‌ اگر واكنش شما زندگی‌تان را به بن‌بست می‌كشاند حتی اگر توجیه هم داشته باشید، در اشتباه هستید. ‌این حقیقت كه اگر دیگران هم باشند همین واكنش را نشان می‌دهند، دلیل قانع كننده‌ای نیست تا به رفتاری‌ كه به ‌شما لطمه می‌زند ادامه دهید، حتی اگر معتقد باشید كه حق با شماست و همسرتان اشتباه می‌كند، راه‌هایی ‌برای تغییر روش همسرتان وجود دارد. این استدلال كه چون لطمه خورده‌اید روش ناسالمی اختیار كنید، تنها، ‌راه ادامه لطمه خوردن شما را تضمین می‌كند. دایره رنج كشیدن و تلافی كردن هرگز به پایان نمی‌رسد، ‌بالاخره كسی باید ابتكار عمل را به دست گیرد و این دایره بسته را پاره كند و چه بهتر كه این شخص شما ‌باشید باید یكی از شما ابتكار عمل را به دست بگیرد و روح تازه‌ای به كالبد روابط میان خود ‌بدهد وقتی جهت حركت درست باشد، به احتمال زیاد همسرتان نیز به آن می‌پیوندد.‌

اقدام تلافی جویانه

ممكن است تحت تاثیر افكار اتوماتیك خود بگویید "چرا من باید تغییر را شروع كنم؟" برای آنكه بتوانید با ‌این طرز تلقی، برخورد كنید، به نمونه هایی كه هم اكنون شرح می‌دهم توجه كنید: "تا همسرم اقدامی نكند، من ‌كاری نخواهم كرد." جواب این طرز تلقی، این است كه لازم نیست زن و شوهر هر دو به‌طور هم زمان، كاری ‌را شروع كنند. حتی بدون مشاركت ‌فعالانه همسرتان هم به این نتیجه می‌رسید كه وقتی شما تغییر را شروع می‌كنید، روی رفتار همسرتان نیز ‌تاثیر مثبت می‌گذارید. ‌‌"منصفانه نیست كه همه كارها را من انجام دهم." ممكن است شما از ریشه‌های گرفتاری، آگاهی بیشتری ‌داشته باشید، ممكن است بیش از همسرتان واجد شرایط باشید، شاید هم ناراحتی بیشتری را تجربه می‌كنید و ‌در نتیجه بیش از همسرتان انگیزه ایجاد تغییر دارید، در هر مورد، مطمئنا از تلاش برای ایجاد بهبود در ‌روابط خود سود خواهید برد. جای امیدواری هست كه با بهبود نسبی روابط شما و همسرتان، اونیز نقش ‌فعال‌تری ایفا كند.‌لازم نیست كه زن و شوهر به اتفاق و هم زمان برای بهبود روابط میان خود تلاش كنند. مراجعان ‌بسیار زیادی بوده‌اند كه همسران آنها نمی‌توانستند و یا نمی‌خواستند در برنامه بهبود روابط میان خود ‌شركت كنند؛ این عده پس از مشاوره كافی، توانستند به تنهایی روابط میان خود را بهبود بخشند، این امر ‌بخصوص در مواردی كه زن و شوهر نمی‌توانستند به قدر كافی ابراز وجود كنند، بیشتر صدق می‌كرد. پس ‌از آنكه آنها در ابراز وجود و بیان خواسته‌هایشان یاری شدند، توانستند همسران خود را به تغییر دادن خویش ‌متقاعد سازند و در نتیجه بهبود چشمگیری عایدشان شد.‌در نتیجه بحث "منصفانه نیست" اصولا درست نیست زیرا به واقعیت تفاوت میان زن و شوهر توجه ندارد. ‌تقریبا همیشه یكی از طرفین، زن یا شوهر، بهتر از دیگری می‌تواند بانی و مبتكر تغییر شود. اگر قرار باشد ‌كسی كه آمادگی بیشتری دارد به امید آماده شدن همسرش بنشیند، ممكن است این لحظه هرگز فرا نرسد. "مسئله همسر من است من هیچ اشكالی ندارم، اگر همسرم در رفتارش تجدید نظر كند، همه چیز درست ‌می‌شود." توجه به تقصیرهای همسر، اغلب نشانه روابط ناموفق در زندگی است. بررسی‌های انجام شده نشان ‌می‌دهد كه وقتی زن و شوهر، پیوسته و به دور از واقع‌بینی، یكدیگر را سرزنش می‌كنند، ازدواج آنها با ‌دشواری روبروست، مسئله تعیین تقصیر نیست، مسئله این نیست كه چه كسی درست می‌گوید و چه كسی ‌نادرست، به جای آن، هدف یافتن راه‌هایی است كه به بهبود مناسبات زن و شوهر كمك كند. مثلا ممكن است ‌در اثر ارتباط ضعیف میان شما اصطكاك‌هایی وجود داشته باشد. ممكن است از رفتار همسرتان رنج ببرید، ‌اما اگر اقداماتی برای بهبود مناسبات خود با او به عمل آورید، بعید نیست كه رفتار ناخوشایند همسرتان جای ‌خود را با برخوردهای بهتر و خوشایندتر عوض كند.‌ وقتی زن و شوهر در برخورد با یكدیگر، حاضر به یك قدم عقب‌نشینی نیستند، یكدیگر را یك غیر ممكن ‌می‌بینند اما وقتی بن‌بست را از میان برمی‌دارید می‌بینید كه همسر شما منطقی‌تر و انعطاف‌پذیرتر از آن است كه ‌گمان می‌كردید.‌‌"همسر من عقلش را از دست داده است." افكار منفی تحقیرآمیز، ممكن است تاثیر ناخوشایند برجای ‌بگذارد. ممكن است اشخاص در حالت دلتنگی یا عصبانیت، گاه رفتارهای غیرمنطقی داشته باشند.به جای ‌معلول، به علت توجه كنید، با تغییر علت می‌توانید همسر خود را به رفتارهای منطقی‌تر تشویق كنید.توجه ‌داشته باشید كه تصور شما از رفتار غیرعاقلانه همسرتان می‌تواند ناشی از خطای شناختی برخورد ‌مبالغه‌آمیز با مسائل باشد، ممكن است رفتارهای ناخوشایند كم‌اهمیت را فاجعه‌آمیز می‌بینید.‌

چه را باید تغییر داد؟‌

از میان انگیزه‌های فكری یا رفتاری، كدام را باید اول تغییر داد؟ تغییر رفتارها و یا القاء رفتارهای جدید ‌آسان‌تر از تغییر دادن انگاره‌های فكری است. تغییر رفتار اغلب با پاداش فوری همراه می‌شود. مثلا ممكن ‌است زن یا شوهر در مقام تشكر از رفتار جدید یكدیگر حرف بزنند. وقتی رفتار محبت آمیز با لبخند همسرتان را می‌بینید خشمتان فروكش می‌كند و احتمالا میل به تلافی در شما ‌كاهش می‌یابد. به مرور وقتی شدت ناراحتی شما نقصان می‌گیرد، حرارت رفتارهای خشمگینانه همسرتان را ‌پایین می‌آورید و احتمال واكنش‌های دلسوزانه‌تر و محبت‌آمیزتر او را در زمان ناراحتی خود فراهم می‌سازید.‌در اینجا سوال دیگری مطرح می‌شود:آیا جنبه‌های مثبت را افزایش دهیم یا از شمار جنبه‌های منفی بكاهیم؟ ‌رفتارهای منفی در ازدواج با آنكه شمارش از رفتارهای مثبت كمتر است، نقش بسیار بیشتری در اندازه‌های ‌خوشبختی ایفا می‌كنند. بارها شاهد بوده‌ایم كه یك رفتار منفی (مثلا توهین كردن) تاثیر چندین رفتار ‌محبت‌آمیز را از بین می‌برد.‌ با این منطق، به نظر می‌رسد كه باید به جنبه‌های منفی بیشتر از جنبه‌های مثبت بها داد. اما در عمل اگر روی ‌رفتارهای ناپسند همسرتان تاكید كنید، ممكن است این‌طور به نظر برسد كه قصد سرزنش یا انتقاد دارید و ‌بنابراین نتیجه كار را از آنچه هست بدتر كنید. بنابراین در شروع بهتر است كه جنبه‌های مثبت را تقویت ‌نمایید.