واقعيتهایی درباره شخصيت
هر انساني شخصيت خاص خودش را دارد. در واقع, اين شخصيت ماست که ما را بدين گونه که هستيم در آورده است. شخصيت ما تقريباً بر تمام جنبههاي زندگي ما اثر گذارست, از انتخاب هايي که براي زندگيمان مي کنيم تا چگونگي تعامل با افراد خانواده و انتخاب دوست و همسر. امَا چه عواملي بر شخصيت ما تأثيرگذارند؟ آيا ميتوانيم شخصيت مان را تغيير دهيم يا آن که ويژگيهاي کلّي شخصيتي در طول زندگي ثابت باقي ميمانند؟
در زير، يافتههاي پژوهشگران را در قالب 10 واقعيت جالب درباره شخصيت ميخوانيد.
ترتيب تولّد ميتواند بر روي شخصيت اثرگذار باشد
شما احتمالاً شنيدهايد که ميگويند بچه اول معمولاً رياستطلب يا مسئوليتپذير ميشود در حالي که بچه آخر فاقد حس مسئوليت و دمدميمزاج است. آيا اين تصاوير کليشهاي و قالبي درست هستند؟
دهها سال است که کتابهاي عاميانه روانشناسي به موضوع تاثيرات ترتيب تولّد بر روي شخصيت فرد ميپردازند امّا تا همين اواخر شواهد محکمي براي اين گفتهها وجود نداشت. چند مطالعه تجربي که اخيراً صورت گرفته نشان دادهاند که چيزهايي از قبيل ترتيب تولد و اندازه خانواده، در واقع ميتوانند بر روي شخصيت اثر گذار باشند. حتي در يک مطالعه نشان داده شده که ترتيب تولّد ميتواند بر روي انتخاب دوست و شريک عاطفي نيز اثر بگذارد. کساني که بچه اول خانواده هستند تمايل بيشتري براي ارتباط برقرار کردن با کساني که آنها نيز بچه اول هستند نشان دادهاند و اين وضعيت براي بچههاي وسط و بچههاي آخر نيز صادق بوده است.
شخصيت تقريباً در طول زندگي پايدار و ثابت است
براساس مطالعات طولاني و مفصّلي که بر روي شخصيت صورت گرفته است، اغلب بخشهاي اصلي و مرکزي شخصيت در طول زندگي پايدار و ثابت ميماند. سه جنبهاي که با افزايش سن ما تغيير ميکنند عبارتند از سطح اضطراب، رفتار دوستانه و اشتياق به کسب تجربههاي جديد.
براساس يافتههاي پل کاستا جونيور، پژوهشگر حوزه شخصيت، شاهدي وجود ندارد که شخصيت کلّي ما با افزايش سن تغيير ميکند. به گفته وي «چيزي که در طول زندگي تغيير ميکند نقش و اولويتهاي ماست. مردم ممکن است فکر کنند که شخصيتشان با افزايش سن تغيير يافته است امّا اين عادتها، توان جسمي، وضعيت سلامتي، مسئوليتها و شرايط آنهاست که تغيير کرده نه شخصيت پايه آنها.»
ويژگيهاي شخصيتي با برخي بيماريها ارتباط دارند
در گذشته، تعدادي از ويژگيهاي مختلف شخصيتي در برخي بيماريهاي خاص، دخيل در نظر گرفته ميشد. براي نمونه، کينهورزي و پرخاشگري غالبا با بيماري قلبي مرتبط در نظر گرفته ميشدند. اشکال کار در اينجا بود که با وجودي که برخي مطالعات چنين ارتباطي را نشان ميداد امّا برخي مطالعات ديگر گاهي اوقات نشانگر چنين ارتباطي نبود.
اخيراً پژوهشگران از يک روش آماري به نام فراتحليل (meta-analysis) براي ارزيابي مجدّد پژوهشهاي قبلي در مورد ارتباط بين شخصيت و بيماري استفاده کردهاند. براين اساس، ارتباط بين ويژگيهاي شخصيت روان رنجور (نوروتيک) با پنج بيماري سردرد، آسم، التهاب مفاصل (آرتريت)، زخم دستگاه گوارش و بيماري قلبي کشف شد. اين ارتباط پيش از اين مشخص نشده بود.
براساس يک مطالعه ديگر، کمرويي ممکن است با طول عمر کوتاهتر ارتباط داشته باشد.
حيوانات داراي شخصيتهاي متفاوتي هستند
آيا هرگز به اين فکر کردهايد که حيوان مورد علاقه شما داراي شخصيتي است که آن را به کلي يگانه و منحصر به فرد ميسازد؟ پژوهشگراني که بر روي حيوانات پژوهش ميکنند دريافتهاند که تمام حيوانات (از عنکبوت گرفته تا پرندگان تا فيلها) داراي شخصيت خاص خود، به همراه ترجيحات، رفتارها و خصلتهايي هستند که در طول زندگيشان پايدار باقي ميماند.
با وجودي که انتقادات چندي بر اين گونه پژوهشها وجود دارد و آنها را نوعي انسانانگاري يا نسبت دادن ويژگيهاي انسان به حيوانات ميدانند امّا پژوهشگران شخصيت حيوانات توانستهاند الگوهاي رفتاري سازگار و يکنواختي را شناسايي کنند که به طور تجربي قابل اندازهگيري و آزمايش ميباشند.
پژوهشهاي جديد ميگويد که پنج ويژگي اصلي و پايهاي شخصيتي وجود دارد
در گذشته، پژوهشگران بر سر اين که چند ويژگي اصلي شخصيتي وجود دارد اختلاف نظر داشتند. پژوهشگران اوليه نظير آلپورت 4000 ويژگي شخصيتي متفاوت را پيشنهاد ميکردند، در حالي که پژوهشگران ديگري نظير ريموند کاتل معتقد بودند که اين تعداد برابر 16 است. امروزه، بسياري از پژوهشگران شخصيت از «نظريه پنج عاملي شخصيت» پشتيباني ميکنند.
اين نظريه، پنج بعد شخصيتي مختلف که تشکيل دهنده شخصيت انسان هستند را چنين توصيف ميکنند:
1- برونگرايي
2- خوشايندي (مقبوليت)
3- وظيفهشناسي (وجدان)
4- تهييجپذيري
5- آزاد انديشي
شخصيت بر اولويتهاي شخصي تأثيرگذار استممکن است از شنيدن اين که شخصيت شما ميتواند تأثير کاملي بر اولويتهاي شخصي شما داشته باشد، زياد تعجب نکنيد امّا حتماً از فهميدن اين که ميزان اين تأثير چقدر گسترده است، شگفتزده خواهيد شد. شخصيت منحصر به فرد و يگانه شما، از انتخاب دوست گرفته تا علاقهمندي به يک نوع موسيقي خاص، تقريباً بر هر انتخابي که در زندگي روزمرهتان ميکنيد تأثيرگذار است.
براي مثال، با وجودي که شما ممکن است به خود بباليد که قبل از پشتيباني از هر نامزدي در انتخابات، تمام جنبههاي مختلف را به دقت در نظر ميگيريد، امّا پژوهشها نشان ميدهد که شخصيت شما نقش مهمي در اولويتهاي سياسي دارد. براساس مطالعهاي که توسط پژوهشگران دانشگاه تورنتو صورت گرفته است، افرادي که خود را محافظهکار ميدانند از نظر يکي از ويژگيهاي شخصيتي به نام «نظم و ترتيب» از ديگران بالاترند، در حالي که کساني که خود را ليبرال ميدانند از نظر احساس يگانگي و همدلي بالاتر از ديگران قرار دارند.
پژوهشگران معتقدند که اين نيازهاي شخصيتي نهفته براي حفظ نظم و ترتيب يا بيان همدلي، ميتواند تأثيري قوي بر اولويتهاي سياسي فرد داشته باشد.
مردم ميتوانند براساس شرح حال (پروفايل) شما در فيسبوک، شخصيتتان را به طور دقيق مورد قضاوت قرار دهند
هنگامي که به هويت برخط (آنلاين) افراد فکر ميکنيد، ممکن است تصوّر کنيد که اغلب مردم سعي ميکنند که گونه ايدهآلي از خودِ واقعيشان را نشان دهند. واقعيت اين است که در دنياي برخط، افراد اطلاعاتي که ميخواهند منتشر سازند را با دقت و وسواس بيشتري از حالت عادي انتخاب و گزينش ميکنند. مثلاً شما بهترين و جذابترين عکس خودتان را براي ارسال انتخاب ميکنيد و يا ميتوانيد هرگونه اظهارنظري را قبل از اعلام، ويرايش کنيد و مورد تجديد نظر قرار دهيد. با کمال تعجّب، يک مطالعه نشان ميدهد که شرححالهاي فيسبوک ابزار خيلي خوبي براي انتقال دادن شخصيت «واقعي» شما هستند.
در اين مطالعه، پژوهشگران پرونده 236 دانشجوي آمريکايي را مورد بررسي قرار دادند. شرکتکنندگان همچنين پرسشنامهاي را که براي ارزيابي ويژگيهاي شخصيتي شامل برونگرايي، خوشايندي، وظيفهشناسي، تهييجپذيري و آزادانديشي طراحي شده بود تکميل کردند. سپس پژوهشگران، شخصيت شرکتکنندگان را براساس شرححال برخطشان مورد ارزيابي قرار دادند و نتايج آن را با نتايجي که از پرسشنامهها به دست آمده بود مقايسه کردند. پژوهشگران دريافتند که شخصيت افراد براساس شرححال فيسبوکشان به طور دقيق قابل شناسايي بوده است.
عوامل متعددي ميتوانند در اختلالات شخصيت نقش داشته باشند
تخمين زده ميشود که 10 تا 15 درصد افراد بالغ در آمريکا، نشانههايي از حداقل يکي از اختلالات شخصيت را تجربه کرده باشند. پژوهشگران تعدادي از عواملي را که ميتوانند در بروز اختلالات مختلف شخصيت، نظير اختلال روانرنجوري وسواسي و اختلال شخصيت مرزي نقش داشته باشند، شناسايي کردهاند.
اين عوامل عبارتند از:
• عوامل ژنتيکي
• رابطه با همتايان
• حساسيت بال
ا • خشونت کلامي
• آسيبهاي دوران کودکي
ويژگيهاي اصلي شخصيت نادرند
گوردون آلپورت، روانشناس، «ويژگيهاي اصلي شخصيت» را ويژگيهايي توصيف کرده است که بر زندگي فرد سلطه دارند به حدّي که آن فرد غالباً با آن ويژگي شناخته ميشود. البته اين ويژگيها نادرند. در بسياري موارد، افراد آنقدر به خاطر آن ويژگي معروف ميشوند که اسم واقعيشان مترادف آن نوع شخصيت ميشود. براي نمونه، منشاء اين اصطلاحات را در نظر بگيريد: فرويدي، ماکياولي، دونژوان و ....
امّا در مورد اغلب قريب به اتفاق مردم، شخصيت تشکيل شده است از ترکيبي از ويژگيهاي اصلي و ويژگيهاي ثانويه. ويژگيهاي اصلي آنهايي هستند که پايههاي اصلي شخصيت را ميسازند، در حالي که ويژگيهاي ثانويه به اولويتها، نگرشها و رفتارهاي وضعيتي ارتباط دارند.
حيوان خانگي شما ميتواند اطلاعاتي از شخصيت شما را آشکار سازد
آيا خودتان را بيشتر طرفدار سگ ميدانيد يا گربه؟ براساس يک مطالعه، پاسخ شما به اين پرسش ميتواند اطلاعات مهمي درباره شخصيت شما را آشکار سازد.
در مطالعهاي که بر روي 4500 نفر صورت گرفته است، پژوهشگران از شرکتکنندگان پرسيدهاند که خود را بيشتر دوستدار سگ ميدانند يا گربه. اين افراد همچنين پرسشنامهاي را تکميل کردهاند که به منظور ارزيابي و اندازهگيري ويژگيهاي اصلي شخصيت نظير برونگرايي، خوشايندي، وظيفهشناسي، تهييجپذيري و آزاد انديشي طراحي شده بود.
پژوهشگران دريافتند که کساني که خود را دوستدار سگ معرفي کردهاند، بيشتر برونگرا و علاقهمند به خوشحال کردن ديگران هستند، در حالي که کساني که خود را دوستدار گربه توصيف کردهاند، بيشتر درونگرا و محتاط ميباشند.
به گفته سام گوسلينگ، روانشناس دانشگاه تگزاس، اين نتايج ميتواند تأثير مهمي در حوزه «حيوان درماني» داشته باشد. درمانگر پس از مشخص ساختن ويژگيهاي شخصيتي بيمار ميتواند نگهداري حيواناتي که بيشتر با شخصيت او تطبيق دارند را توصيه نمايد
مقیاس عشق مثلثی اشترنبرگ
دستور العمل :
در جای خالی هر یک از جملات مقیاس زیر ابتدا اسم کسی را که دوست دارید یا شیفته او هستید بنویسید . بعد مشخص کنید که تا چه اندازه با هر یک از جملات موافق هستید . برای این کار از مقیاس 9 درجه ای که در آن 1= اصلا 5=به طور متوسط 9=به طور کامل استفاده کنید . از بقیه اعداد بین 1و 9 بر اساس سطح موافقت خود با جملات کمک بگیرید .
1 . به شدت در فکر راحتی .......... هستم .
2. با .........روابط بسیار گرمی دارم .
3 . در مواقع دشوار میتوانم روی ......... حساب کنم .
4 . ........... میتواند در مواقع دشوار روی من حساب کند .
5. آماده ام هر چه دارم با ............. قسمت کنم .
6 . ............ خیلی مرا از نظر عاطفی حمایت میکند .
7 . ............. را از نظر عاطفی خیلی حمایت می کنم .
8 . با ........... خیلی خوب ارطباط بر قرار می کنم .
9 . در زندگی خود خیلی به ........... بدهکار هستم .
10 . خیلی خودم را به ............... نزدیک احساس می کنم .
11 . با ............ روابط بسیار خوشایندی دارم .
12 . به نظر خودم ............را خیلی خوب درک می کنم .
13 . ........... مرا خیلی خوب درک می کند .
14 . فکر می کنم که می توانم به ......... افتخار کنم .
15 . برخی اسرار خودم را در اختیار ........ می گذارم .
16 . هیچ چیزی مرا به اندازه دیدن ............ بر نمی انگیزد .
17 . تعجب می کنم که در طول روز نیز خواب ......... را می بینم .
18 . رابطه من با ......خیلی روانتیک است .
19 .شخصا ........ را خیلی جذاب می دانم .
20 .به نظر من ............ یک فرد ایده ال است .
21. اصلا نمی توانم فکر کنم که فرد دیگری مثل ...... بتواند مرا اینقدر خوشحال کند .
22. تر جیح می دهم با ...... باشم نه با هر کس دیگری .
23 .هیچ چیزی مهمتر از رابطه من با ......... نیست.
24. مخصوصا دوست دارم با ........... رابطه فیزیکی داشته باشم .
25 .در رابطه من با ......... تقریبا سحر و جادو وجود دارد .
26 .واقعا ......... را می پرستم .
27 .نمی توانم بدون ........... زندگی کنم .
28 .رابطه من با ............. خیلی هوس انگیز است .
29 . وقتی فیلمهای عاشقانه نگاه می کنم و وقتی رمانهای عشقی می خوانم به یاد ........... می افتم .
30 . در مورد .......... همیشه خیال پردازی می کنم .
31. متقاعد شده ام که ............. را دوست دارم .
32 .تلاش من این است که رابطه ام را با .......... حفظ کنم .
33 به علت تعهدی که نسبت به ......... دارم اجازه نمی دهم کسی بین ما دخالت کند .
34 .معتقدم که رابطه من با ........... همیشه ثابت خواهد ماند .
35 . هیچ چیزی نمی تواند در تعهد من نسبت به ........... خلل وارد کند .
36 . عشق من نسبت به ............ تا آخر عمر م باقی خواهد ماند .
37. همیشه نسبت به ........ احساس مسئولیت خواهم کرد .
38 . تعهد من نسبت به ........... بسیار سفت و سخت است .
39 . نمی توانم تصور کنم که بین من و .......... فاصله بیفتد .
40 .در مورد عشق خود نسبت به ............ تردید ندارم .
41 . رابطه خودم را با .......... دائمی می دانم .
42 . رابطه خودم را با .............. یک تصمیم گیری عاقلانه می دانم .
43 . خودم را نسبت به ........... مسئول می دانم .
44 . تصمیم دارم به رابطه خود با ........... ادامه دهم .
45 . حتی زمانی که ........... رفتار نا مناسب دارد سعی می کنم رابطه خود را با او حفظ کنم .
نمره گذاری :
15 جمله اول صمیمیت 15 جمله بعدی هوس و 15 جمله آخر ی تعهد را منعکس می کنند .اعدادی ر که در جلو هر گروه 15 جمله ای گذاشتید جمع کنید تا سطح شما در سه عنصر عشق معلوم شود .
برای تفسیر نتایج خود می توانید به درجه بندی زیر نگاه کنید .
چگونه عشق به همسر را بعد از ازدواج حفظ کنیم
بسیاری از خانم ها و آقایونی که مدتی از شروع زندگی مشترکشان می گذرد، وقتی به گذشته نگاه می کنند یاد دورانی می افتند که عاشق یکدیگر بودند و هیچ چیز نمیتوانست جلوی زندگی رمانتیکشان را بگیرد. اما وقتی با هم ازدواج می کنند و مدت زمانی از این ماجرا می گذرد، عشق از زندگی آنها رخت بر می بندد. آنها درگیر گرفتاریهای روزمره می شوند و سرشان آنقدر شلوغ می شود که زندگی مشترک برایشان یکنواخت شده و جذابیت خود را از دست می دهد. در این شرایط زمانی هم که تصمیم می گیرند به زندگی شان سر و سامانی داده و طراوت گذشته را به آن باز گردانند، سر در گم می شوند که از کجا باید شروع کنند. به راستی زندگی رمانتیک چگونه است؟
زندگی رمانتیک چیست؟
بر اساس کتاب ''عشق، تصمیم گیری است'' نوشته گری سمالی و جان ترنت: ''زندگی رمانتیک در حفظ فضای عاشقانه و برقراری معاشقه پس از اولین روزهای ازدواج خلاصه می شود. به عبارت دیگر، زندگی رمانتیک نوعی ارتباط صمیمی است که هر کس چیزی جز عشق برای دیگری نمی خواهد
.''
نحوه کنترل هیجانات شدید
بیشتر مردم در زندگیشان هیجانات شدید و غیر قابل کنترل را تجربه کردهاند و در چنین مواقعی ، شخص بسیار مایل است شدت خشم ، غم اضطراب و ناامیدی در تحت کنترل او باشد، ممکن است شدت هیجانات بر رفتار و طرز برخورد فرد به گونهای تاثیر بگذارد که موجب رنجش و ناراحتی خود و اطرافیانش شود در چنین لحظاتی چگونه میتوان این هیجانات را تحت کنترل در آورد ؟
برای دستیابی به چنین توانایی به نکات زیر باید توجه فرمائید
:از چگونگی تنفس خویش آگاه باشید. تنفس آرام و عمیق داشته باشید. با این عمل ساده بطور طبیعی میتوان ضربان قلب و فعالیت ذهن را آرام کرد هر نوع انقباضی را در بدنتان بخصوص عضلات ، شانهها ، گردن و فک را بررسی و تعدیل کند
سعی کنید بر هیجانات خود مسلط باشید. هنگامی که با دیگران هستید زمان مناسبی برای ابراز هیجانات شدیدتان نیست. بنابراین از آنها پوزش بخواهید و برای مدتی از آنها دور شوید. به آنها بگوید که احتیاج به زمانی دارید تا بر اعصابتان مسلط شوید و چند لحظه دیگر برگردید
حتما با افرادی دلسوز و مجرب ارتباط داشته باشید و مشکلات خود را با آنها در میان بگذارید. چنین ارتباطی به شما کمک خواهد کرد تا در حس و رفتارتان تعادلی برقرار کنید و احساس تنهایی و انزوا نکنید
روش دیگری در کنترل کردن هیجانات ، ثبت آنها در دفتر یادداشت روزانه است
رهایی ار احساس تنهایی
مقدمه
تنهایی نوعی احساس تهی بودن و خلا درونی است. شما احساس انزوا کرده و از دنیا جدا میشوید، از کسانی که دلتان میخواست با آنها رابطه داشته باشید، میبرید. انواع و درجات مختلفی از احساس تنهایی وجود دارد. شاید تنهایی را به صورت یک احساس مبهم از درست نبودن امور تجربه کنید. این حالت نوع خفیفی از احساس تهی بودن است. شاید هم تنهایی را به صورت محرومیت و درد بسیار شدید تجربه نمائید
یک نوع از تنهایی به گم کردن یک شخص خاص ، به دلیل مرگ او را یا دوریاش مربوط میشود. نوع دیگر تنهایی ناشی از فقدان تماس با مردم است، به دلیل اینکه ممکن است واقعا به صورت فیزیکی به خاطر کار در شیفت شب یا اقامت در ساختمانی که مردم به ندرت به آنجا رفت و آمد میکنند، از دیگران جدا شده باشید. شما حتی ممکن است از نظر عاطفی احساس تنهایی کنید، در حالی که در میان مردم هستید، ولی در برقراری رابطه با آنها دچار مشکل میباشید
احساس تنهایی با تنها بودن صرف متفاوت است
اینجا ضروری است که تاکید شود احساس تنهایی مساوی با تنها بودن نیست. هر شخصی همیشه زمانی را برای تنها بودن در نظر میگیرد. تنهایی ، احساس تنها بودن و غمگین شدن به خاطر آن است و البته همه ما گاهی احساس تنهایی میکنیم. فقط زمانی که در دام تنهایی گیر میافتیم، آن تبدیل به یک مشکل واقعی میشود
چطور ممکن است در احساس تنهاییمان نقش داشته باشیم
تنهایی یک احساس انفعالی است. ابقا و تداوم آن ناشی از اجازه منفعلانه ما از یک سو و انجام ندادن هیچ تغییری برای تغییر آن از سوی دیگر است. ما امیدواریم که خودش از بین خواهد رفت و بنابراین هیچ کاری برای رفع آن انجام نمیدهم و اجازه میدهیم که تنهایی ما را دربرگیرد. شگفت آور اینکه در بعضی موارد حتی ما به این احساس خوشآمد میگوییم. پذیرفتن تنهایی و غرق شدن در احساسات مرتبط با آن معمولا به احساس
افسردگی و درماندگی منتهی میشود، آن نیز به نوبه خود ، احساس انفعال بیشتر و افسردگی افزونتر منجر میگرددراههای تغییر احساس تنهایی
اعتیاد به س/k/س و درمان آن
اعتـیـاد بـه سـ./ك /س به عدم توانایی در كنترل و یا به تعویق انداختن تمایلات و فــعالیتهای جنسی اطلاق می گـردد. در واقـع س/ك/س و اندیشدن به آن افكار معتاد را تحت سیـطره خـود قرار میدهـد و نـیـاز بـه انـگیـخـتـگـی جنـسی جـای نـــیاز بـه صمیمت را میــگیرد. علت آن معمولا بدرفتاری با معتادین در سنین كودكی اینگونه افراد میباشد
.1-
روسپیگری و یا استفاده از آن2-
خود ارضایی وسواسی و مفرط3-
آزار جنسی و تجاوز جنسی دیگران4-
دارا بودن شریك جنسی متعدد بدون تعهد5-
اقدام به برقراری روابط جنسی مخاطره آمیز6-
كاهش معنویت و نقض مداوم سیستم ارزشی فرد7-
استفاده مداوم از تصاویر، مجلات و فیلمهای سكسی8-
تلاش بی وقفه و بی ثمر در محدود كردن افكار محرك جنسی9-
شهوت جنسی مفرط. بیش از اندازه به مسایل جنسی اندیشدن10-
رابطه جنسی بطور همزمان با چندین نفر و یا تعویض مرتب شریك جنسی11-
ارضاء جنسی از طریق مشاهده دیگران، عریان گرایی و ارتـكاب بـه كــــودك آزاری و تجاوز جنسی12-
بی اعتـنـایی و یـا قـربـانـی كـردن فـعــــالیتهای مهم اجتماعی، خانوادگی، شغلی و تفریحی بخاطر فعالیتهای جنسی13-
تداوم به اعتیاد بدون توجه به عواقب منفی همچون مشكلات مالی، بــخطر افتادن سلامتی و از هم گسستگی روابط فردـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مراحل اعتیاد به س/ك/س:1- اشتغال فكری مداوم: تـفـكـرات، تـجـسـمات و خـیـالبــــافی های پیوسته در مورد موقعیتها، منظره ها و فعالیتهای جنسی.2- ارجحیت بخشیدن: یك فعالیت و یا موقعیت جنسی مرجح مـعـمـولا الـگـو و بـصورت رفتار كلیشه ای در می آید
.
عوامل کاهش دهنده اضطراب
مساله اضطراب به علتهای گوناگون و به شکلهای گوناگون بوجود میآید. برخی از اضطرابها علل خاص و مشخصی دارند و برخی از آنها علل واضحی ندارند. برخی بسیار شدید هستند و برخی خفیفتر بروز میکنند. مسلما بسته به اینکه علت اضطراب مشخص باشد یا نه یا میزان و درجه آن چقدر باشد روشهایی که باعث کاهش اضطراب میشوند، متفاوت خواهد بود. اما تعدادی روش عمومی وجود دارد که میتوان در کلیه شرایط اضطرابی آنها را بکار برد. اما باید توجه داشت این روشهای عمومی شاید به تنهایی قادر به کنترل اضطرابهای شدید نباشند
.آرامش ورزی ، کاهش دهنده اضطراب
آرامش ورزی که با معادل انگلیسی
relaxation معروفیت بیشتری دارد روشی بسیار عالی برای کنترل اضطراب است. از این روش عمدتا در جریان روان درمانی انواع اضطرابها ، وسواسها و ... استفاده میشود. اما افراد میتوانند با یادگیری این روش بدون قرار گرفتن در جلسات روان درمانی آرامش روزمره خود را تامین کنند. استفاده طولانی مدت از این روش حفظ آرامش روزمره را در زندگی فرد ایجاد میکند و موجب میشود فرد کنترل بیشتری روی علائم اضطرابی خود داشته باشد. در این روش به فرد آموزش داده میشود به انبساط و شل کردن عضلات خود بپردازد. انقباض عضلات یکی از علائم اساسی اضطراب است و احساس چنین علائمی متقابلا شدت اضطراب فرد را افزایش میدهدکنترل تنفس ، کاهش دهنده اضطراب
افراد در حالتهای اضطرابی تنفس درستی ندارند. دم و بازدم آنها معمولا به صورت سطحی انجام میپذیرد و خود این شیوه نادرست موجب میشود فرد دیاکسید کربن خود را بطور کامل تخلیه نکرده و اکسیژن کافی جایگزین آن نکند. به این ترتیب سطح اضطراب معمولا افزایش بیشتری مییابد. با استفاده از این روش فرد یاد میگیرد تنفس خود را آگاهانه و ارادی انجام دهد
از بین بردن افکار منفی برای کاهش اضطراب
اغلب در جریان اضطراب یک سری افکار منفی در ذهن فرد راه اندازی میشوند که نقش مخربی روی ذهن فرد و آرامش او دارند. برای کاهش اضطراب بهتر است فرد به این دسته از افکار خود توجه کند و آنها را شناسایی کند و افکار مناسبی را بجای آنها جایگزین نماید. مثلا فرض کنید فردی نگران یکی از عزیزان خود است که در ساعتی که قرار بود به منزل بیاید زمانی گذشته و او هنوز به خانه مراجعت نکرده است
این فرد احساس اضطراب میکند چون چنین افکاری را در ذهن خود دارد: حتما اتفاق بدی افتاده است؟ ، خیلی دیر کرده است؟ ، نکند تصادف کرده باشد! و افکاری از این قبیل. این افکار تخریب کننده هستند و آرامش فرد را برای تفکر منطقی و پیدا کردن راه حل بهم میریزند. در چنین شرایطی میتوان افکاری از قبیل حتما در ترافیک مانده است، کمی صبر میکنم بعد با دوستش تماس میگیرم و ... را برای کاهش اضطراب از ذهن گذراند
انجام فعالیت برای کاهش اضطراب
در زمانهایی که احساس نگرانی و اضطراب دارید بهتر است به کار و فعالیتی مشغول شوید. ذهن انسان در یک لحظه نمیتواند به چند موضوع متفاوت فکر کند. کاری پیدا کنید که برایتان سرگرم کننده باشد و مشغول شوید. این عمل باعث خواهد شد راحتتر با افکار اضطرابزا مبارزه کنید. در واقع خواهید توانست ذهن خود را از درگیر شدن با افکار منفی منحرف کنید و به کارهای دیگری بپردازید
انجام فعالیتهای منظم ورزشی برای کاهش اضطراب
ورزش کردن باعث خواهد شد که شما در مواجهه با شرایط اضطرابزا خونسردی و آرامش بیشتری داشته باشد ورزش تاثیرات فیزیولوژیکی بر بدن دارد که این تاثیرات فیزیولوژیک فراهم کننده آرامش در افراد هستند
از عامل اضطرابزا فرار نکنید
تاثیر مذهب و خداباوری در روان انسان
نظر برخی دانشمندان سرشناس علم روان شناسی در زمینه تاثیر مذهب و خداباوری در روان انسان و تکامل روان و شخصیت انسان
:يونگ
(Carl Gustav Jung-۱۸۷۵ - ۱۹۶۱ )
«
یونگ ، در ادامه میگوید : «حالت ديني حالتي است كه محتواي آن هر چه باشد درهر حال داراي عالي ترين ارزشهاست » «علي رغم آنچه دنيا درباره تجربه ديني فكر كند كسي كه اين تجربه به او دست داده باشد صاحب گوهر گرانبهايي است يعني صاحب چيزي است كه به زندگي معني ميبخشد بلكه خود سرچشمه زندگي و زيبايي است و به جهان وبشريت شكوه تازهاي ميدهد چنين كسي داراي ايمان و آرامش است
: و در ادامه میگوید
« حالا شما هر چقدر هم اسم اين را وهم وخيال بناميد چه فرق ميكند تفاوت لفظي است مثل اين كه بگوييم انسان حيواني است كه مغزش بطور درمان ناپذيري زياده از اندازه بزرگ و پيچيده شده است»
«
فقط ابله نادان است كه ممكن است درصدر معلوم كردن رمزهاي ديني برآيد»."
یونگ در کنفرانسى که در سال 1935 ایراد نموده است میگوید:نه تنها مسیحیت با سمبلهاى رستگاریش بلکه تمامى مذاهب شامل بدوىترین آنها با آیین جادویى شان انواعى روان درمانى هستند که رنجهاى روانى و جسمى انسانها را درمان کرده و بهبودى مىبخشند.
:وى مینویسد
مذهب نه تنها بر ضد بیمارى است، بلکه عملاً سیستمى براى بهبود و رشد روانى است
تاثيرات اعداد بر انسان
تأثيرات مثبت عدد 1: اعتماد به نفس، اصالت، فرديت، رهبري، استقلال، اشتياق، حالت مردي، ايده هاي خلاقانه، توان و موقعيت، سرعت در تصميم گيري و احتياط
تأثيرات منفي عدد 1: يكدنده، پرخاشگر، تكبر، اعتماد بيش از حد و يا ميل به گوش دادن به ديگران به صورت افراطي. چنين شخصي نمي تواند زير نظر ديگران با انجام كار بسيار كم كار كند و اين مساله به شخصيت و نفس مغرور وي مرتبط است
.تأثيرات مثبت عدد 2: سياست، عشق، غريزه هاي مادرزادي، حالت آرامش بخش، همكاري و معاونت، رابطه، صميمي بودن، شفابخش، متواضع و با حيا، هارموني، وحدت، درك هنر و زيبايي و قدرداني از آن و تأثير دلخواه و مناسب نيروهاي مرموز و معنوي. معروف و محبوب در زمينه هاي اجتماعي و خيالي
.تأثيرات منفي عدد 2: حساسيت بيش از حد، آسيب ديدن به آساني، نفس ظريف، كمرويي، بزدلي و وابسته بودن به تشويق به منظور پيشرفت در كار، بدون اينكه آنها بتوانند منفي باشند
.تأثيرات مثبت عدد 3: استعدادهاي خلاق، تخيل، شانس خوب، بشاش بودن، شادي، باهوش بودن، اعتماد، جاه طلبي كه موفقيت و پول را جذب مي كند. الهام، خلاقيت در زمينه ذهني، معنوي و فلسفي در زندگي، عشق عميق و محبوب بودن، وفاداري، فداكاري به خاطر عشق و لباس پوشيدن و غذا خوردن خوب
.تأثيرات منفي عدد 3: خلق و خوي بد، افت و نا اميدي، گفتگو كردن شل و ول، طبيعت به دور از بخشش و انتقاد از ديگران
.تأثيرات مثبت عدد 4: سيستماتيك، مصمم، كارآمد، آرام، آرام و متين و پايدار، اهل علم، مسئول، صادق، مؤمن، انجام جدي وظيفه، ذهن كاري، فعال، عاري از نفس پرستي، طرفدار اصول و مفاهيم، ياري رسان و فداكار در قبال خانواده
.تأثيرات منفي عدد 4: كمبود تخيل، لجاجت، عدم تمايل به همكاري با ديگران، طبيعت بحث و جدل، بيش از حد جدي بودن، تماما در حال كار كردن و بدون استراحت
.تأثيرات مثبت عدد 5: باهوش بودن، پويايي، متمايل به عمل، عشق به تغيير و آزادي، تفنن و تفريح، سرگرمي، تيزهوشي، قابليت اداره كردن، انرژي خستگي ناپذير، ذهن بيزينس و تجاري، مذهبي بودن و داراي توانهاي رمزي
.تأثيرات منفي عدد 5: كمبود تمركز، نا آرامي، عصبي بودن، عدم قناعت و خرسندي، شهواني بودن، طفره رفتن، بي ايماني، عشق به لذت و هوسراني، شراب، عدم اعتماد به زن و ديگران
.تأثيرات مثبت عدد 6: دلسوزي، عشق، خدمت به بشريت، وفاداري، نوع پرستي، ثابت قدم بودن، هارموني، عشق به خانه، بخشندگي، كار كردن براي نشاط و خوش بودن ديگران، همكاري، احساس مسئوليت، فداكاري در برابر خدا، فيزيك بدني قوي، هوش و زيركي، هلاقيت، حس بيزينس، عشق به طبيعت، صداقت در زمينه هاي مالي و معنوي
.تأثيرات منفي عدد 6: هوشياري بيش از حد نسبت به وظيفه و فداكاري، به زحمت انداختن ديگران، وابستگيهاي و و قيدهاي خانوادگي، فداكاري بي مورد، مشكلاتي در مورد تحريك شدن و رك و راست بودن، اشتياق به شناخت و ازدواج كردن تا اينكه منجر به تجرد شود
.
غده هيپوتالاموس Hypothalamus gland
هیپوتالاموس، قسمت شكمی دیانسفال یا مغز واسطهای است كه زیر تالاموس قرار داشته و قسمتی از دیوارههای طرفی بطن سوم را تشكیل میدهد ولی عملا اجزایی كه كف بطن سوم را تشكیل میدهند نیز جزو این ناحیه به حساب میآیند. زیرا تمامی آنها دارای عمل مشابهی هستند. در ضخامت هیپوتالاموس، هستههای متعددی قرار دارند كه مربوط به دستگاه خودمختار بدن هستند.[1] غده هیپوتالاموس با غده هیپوفیز ارتباط نزدیك عصبی و خونی دارد، به این صورت كه هورمونهای بخش پسین هیپوفیز به وسیله هیپوتالاموس ساخته میشوند و ترشح هورمونهای بخش پیشین آن به وسیله موادی كه هیپوتالاموس میسازد، تنظیم میشود.[2]
غده هيپوفيز
هیپوفیز، غدهای است به اندازه فندق و در حفره زین ترکی[1] که حفرهای استخوانی در قاعده مغز در قدام دیافراگم زین قرار دارد. وزن غده هیپوفیز حدود 600 میلیگرم میباشد. از نظر آناتومی و عملکردی، این غده دو لوب مشخص قدامی و خلفی دارد. زین با ساختمانهای عصبی و عروقی شامل سینوسهای کاورنو، اعصاب جمجمهای و کیاسمای بینایی مجاورت دارد. سلولهای عصبی هیپوتالاموس، هورمونهای ویژه آزادکننده و مهارکنندهای میسازند که بهطور مستقیم به داخل عروق پورت ساقه هیپوفیز ترشح میشوند. خونرسانی غده هیپوفیز از شریانهای فوقانی و تحتانی هیپوفیزی تأمین میشود.[2] اپیتلیوم سقف حلق جنین به سمت بالا کشیده شده و ارتباط خود را با دهان قطع میکند و با بخشی از دیانسفال یا مغز واسطهای، در غلاف واحدی قرار گرفته و غده هیپوفیز را میسازند. به همین دلیل هیپوفیز دارای دو بخش است:
بحران هويت و بهداشت روان Identity crisis and mental health
براساس دیدگاه رشدی اریكسون، زندگی روانی – اجتماعی انسان شامل 8 مرحله میباشد كه یكی از مهمترین و اساسیترین مراحل آن، زمانی است كه انسان به مرحله نوجوانی پای میگذارد. نوجوانی، مرحلهای از زندگی است كه بین سالهای 13 تا 22 سالگی[1] را شامل میشود و در آن، نوجوان با تحولات عظیمی در تمامی جنبههای زندگی روبرو میشود. یكی از مراحل بسیار مهم در دوره نوجوانی كه میتوان آن را نقطه تلاقی ابعاد زیستی، شناختی، هیجانی، اجتماعی و ... در نظر گرفت، مرحله "هویتیابی" است كه از آن به علت اهمیت بسزایی كه در زندگی آینده نوجوان دارد به "بحران هویت[2]" یاد میشود. بلوغ و نوجوانی مرحلهای است كه در آن سازههای شخصیتی برجستگیهای خاصی پیدا میكنند، مرحلهای كه رفتارهای عاطفی اولویت یافته و به ذهن نوجوان رنگ خاصی میبخشند، ولی آنگونه كه پیاژه گفته است: در زمینه تحول فكری، این دوره راهی است برای رسیدن به ارزشهای اخلاقی، ذهنی و اجتماعی.[3]
آندروژن Androgen
هورمونهای جنسی، طبقه خاصی از استروئیدها هستند. هورمونهای جنسی که شامل آندروژنها، استروژنها[1] و پروژسترون[2] میباشند، به وسیله غده هیپوفیز تنظیم میشوند. در زن، هورمونهای هیپوفیز، تخمدانها را به ساختن هورمونهای جنسی استروژن و پروژسترون برمیانگیزد. در مرد، هورمونهای هیپوفیز، یاختههای بیضه را به ساختن و تراوش گروهی از هورمونهای جنسی که آندروژن نامیده میشوند و مهمترینشان تستوسترون است، تحریک میکنند. هورمونهای جنسی علاوه بر بیضهها و تخمدانها به میزان کمتری نیز توسط غدد فوقکلیوی آزاد میشوند.[3]
حس درد Pain sense
درد، به عنوان مهمترین کیفیت حسی در انسان به شمار میرود و انسان را از تحریکات تخریبی در ارگانیزم مطلع ساخته، موجب مراجعه به پزشک میشود؛ برای پزشک هم وجود درد برای تشخیص محل تحریکهای تخریبی، اهمیت دارد. بسیاری از بیماریهای بدن باعث درد میشوند، بهعلاوه تشخیص انواع مختلف بیماریها تا حد زیادی به دانش پزشك درباره كیفیتهای مختلف درد وابسته است، بنابراین میتوان گفت كه درد، یكی از مكانیسمهای محافظتی است.[1]
قوانين سايكوفيزيك و روش هاي آن Psychophysics rules and its method
سایکوفیزیک، رشتهای علمی است که در حوزه روانشناسی مطرح بوده و هدف آن، مطالعه ظرفیتها و قابلیتهای ادراکی – شناختی مغز به وسیله اندازهگیری پاسخ انسان و موجودات نخستین است که ما به صورت کمی این ظرفیتها را در ارتباط با شناخت محیط، صدا و تصویر اندازهگیری و ارزیابی میکنیم. دو قانون مهم در سایكوفیزیك وجود دارد:
آزمون نگرش Attitude test
نگرش فرد نسبت به یك موضوع، مستقیما قابل مشاهده نیست. به همین دلیل میگویند كه، ساخت نگرش فرضی است. منظور از فرضی بودن نگرش این است كه وجود آن از روی مشاهده رفتارهایی كه آن را تأیید میكنند، استنباط میشود. بدین صورت كه یك رشته باورهای ارزشی مربوط به یك موضوع معین در اختیار فردی گذارده و نظر او را در مورد آنها میپرسند. آنچه مقیاس نگرشسنج نامیده میشود همین سری باورهاست كه فرد به آنها پاسخ میدهد. با به دست آوردن جمع كل پاسخها یا ارزش آنها، معلوم میشود كه نگرش فرد نسبت به موضوع مورد نظر تا چه اندازه مثبت یا منفی است.[1] در واقع آزمونهای نگرش، تعدادی پرسش یا اظهار نظر درباره موضوعی است كه فرد به آنها پاسخ میدهد و از روی الگوی این پاسخها میتوان به استنتاج از نگرشهای فرد پرداخت.[2]
آزمون تكميل تصاوير Picture completion test
آزمون تکمیل تصاویر، یک نوع آزمون فرافکن است. آزمونهای فرافکن، دستهای از آزمونهای شخصیت هستند که شخصیت را به صورت یک واحد کل در نظر میگیرند که به هیچ وجه قابل تجزیه به عناصر نیست. آزمونهای فرافکن، تجلیات یکپارچه شخصیت را در نظر میگیرند؛ تجلیاتی که در اثر تحریک موقعیت، تا اندازهای "منعکس" شدهاند.[1]
آزمون هاي رواني Psychological tests
آزمون، یکی از ابزارهای مهم پژوهش در روانشناسی معاصر است. بعضی اطلاعات روانشناختی درباره ماهیت مشکلات و ناتواناییهای فرد، از طریق آزمون روانی به دست میآید. با استفاده از آزمونها میتوان انواع تواناییها، رغبتها، نگرشها و دستاوردها را اندازهگیری کرد. آزمونها به روانشناسان کمک میکنند تا دادههای وسیعی درباره افراد به دست آورند بیآنکه نظم عادی زندگی آنها بههم بخورد یا نیازی به وسایل پیچیده آزمایشگاهی باشد. هر آزمون اصولا موقعیت همسانی را به گروهی از افراد عرضه میکند که بین آنها از لحاظ برخی ویژگیهای آن موقعیت، تفاوتهایی وجود دارد(مثلا از لحاظ هوش، اضطراب و مهارتهای حرکتی). با تحلیل نتایج حاصل میتوان تفاوت نمرههای آزمون را مربوط به تفاوت بین افراد دانست.[1]
استرس Stress
انسان برای آنكه به طرز بهنجاری به كار و كوشش بپردازد، باید كمی فشار روانی را احساس كند. هنگامی كه مدتهای دراز زندگانی فرد با سكوت و آرامش همراه میشود، احساس كسالت كرده و به دنبال امور هیجانی میرود. بررسیها نشان میدهد كه فقدان تحریك عادی برای مدتی، پس از یك دوره كوتاه میتواند هم بسیار ناراحتكننده باشد و هم اثرات ژرفی بر رفتار بگذارد. به نظر میرسد برای آنكه دستگاه عصبی درست كار كند بایستی میزان معینی تحریك به آن وارد شود، اما در عین حال فشار روانی شدید یا طولانیمدت دارای اثرهای آسیبزای فیزیولوژیایی و روانشناختی است.[1]
آمار استنباطي Inferential Statistics
مفاهیم و ابزارهای آماری به صورت صریح یا ضمنی بخشی از فرایند اکثر تحقیقات را شامل میشوند. نقش این مفاهیم و ابزارها را میتوان هنگام تصمیمگیری در مورد گزینش آزمودنیها، جایگزینی آنها در گروههای مختلف، توصیف دادههای جمعآوریشده و تعمیم یافتههای حاصل از مطالعه، مشاهده کرد. بنابراین در تحقیق رفتاری، روشهای آماری چندین نقش ایفا میکنند که با هم ارتباط دارند. روشهای آماری برای خلاصه کردن و توصیف دادهها دستورالعمل لازم را فراهم میسازند. همچنین روشهای لازم جهت تعمیم نتایج از گروههای آزمودنی به گروههای وسیعتر را تهیه کرده و برای گزینش آزمودنی و جایگزینی آنها در گروههای مختلف و جمعآوری دادهها دستورالعمل ارائه میکنند.[1]
آزمون تداعي Association Test
هرگونه رابطه آموختهشده بین دو یا چند جزء را "تداعی" گویند. به عبارت دیگر؛ همخوانی، پیوستگی، عملیات جمع، برقرار ساختن رابطه و ارتباط میان محرک و پاسخ یا دو پاسخ متوالی یا دو طرز تفکر را تداعی مینامند. همچنین به یک تجربه روانشناختی خاص که توسط محرک یا حادثهای برانگیخته شود، تداعی گفته میشود.[1]
نظريه هورناي درباره شخصيت Horney’s theory about personality
برداشت
طرح هاي ذهني
اطلاعات دریافتی از محیط اطرافمان معمولا از صافیهای شناختی كه از قبل در ذهن ما وجود دارند، عبور میكنند. در واقع ما در برخورد با اطلاعات پیرامون مردم و رویدادهای اجتماعی منفعل عمل نمیكنیم، بلكه اطلاعات را با توجه به تجارب قبلیای كه از دنیای اجتماعی داریم، تفسیر و سازماندهی میكنیم. ساختار و چارچوبهای شناختی ذهن ما شبكه درهم تنیده و یكپارچهای از اطلاعات مربوط به مفاهیم و موضوعات مختلف میباشد كه عصارهای از تجارب ما در برخورد با موضوع مورد نظر میباشد. این ساختها به طرحهای ذهنی یا طرحوارهها معروفاند كه شامل بازنماییهای مردم از دیگران و رویدادهای اجتماعی هستند. به عنوان مثال طرح ذهنی "سالمند" یا "پیر" مجموعه صفاتی همچون موی سفید، چهره شكسته، قد خمیده، راه رفتن با احتیاط و آرام میباشد.[1]
نقد نظريه فرويد Critique of Freud’s system
نظام فروید، تاثیر عظیمی بر نظریه و عمل در روانشناسی و روانپزشكی، بر تصور از ماهیت انسان و بر درك ما از شخصیت داشته است. تاثیر وی در فرهنگ عمومی نیز محسوس است. روانشناسی نوین، بسیاری از مفاهیم فرویدی را از جمله نقش ناهشیار، اهمیت تجربیات كودكی در شكلگیری رفتار بزرگسال و عمل مكانیزمهای دفاعی، جذب كرد. این دیدگاهها و دیدگاههای دیگر، پژوهشهای زیادی را تولید كردهاند. اندیشههای بزرگ نه تنها به خاطر اینكه معتبر به حساب میآیند، بلكه همچنین به این علت كه نادرست انگاشته میشوند، الهامبخش هستند. بنابراین، آنها رشد دیدگاههای دیگر را میانگیزند. با وجود آنكه پژوهش درباره اندیشههای فروید و بررسیهای آزمایشی مفاهیم وی همچنان فراوان خواهد بود، روانكاوی به عنوان یك شیوه درمانی، از نظر اهمیت افت كرده است. تعداد فزایندهای از مردم در جستجوی درمان برای مشكلات رفتاری و هیجانی هستند، ولی تعداد كمتری رویكرد گرانقیمت و طولانیمدتی كه فروید آن را به وجود آورد انتخاب میكنند.[1]
اسناد Attribution
فرایندی که از طریق آن در پی کسب اطلاعات درباره فهم چرایی رفتار برمیآییم "اسناد" نامیده میشود. ما نیازمندیم علل رفتار خود و دیگران و صفات ماندگار آنها را بدانیم. به عبارت روشنتر، اسناد به تلاش ما در فهم علل رفتار دیگران و نیز رفتار خودمان اشاره دارد.[1] هایدر[2] نیز بیان میکند: اسناد عبارت از فرایندی است که افراد به کار میگیرند تا رویدادها یا رفتارها را به عوامل زیربنایی خود پیوند دهند. نتایجی که ما درباره علل رفتار دیگران به دست میآوریم بر ارتباطات ما تاثیر میگذارد. از اینرو اسنادها نقش مهمی در بسیاری از جنبههای رفتار اجتماعی از جمله متقاعدسازی، پیشداوری، ارتباطات درازمدت، نفوذ اجتماعی و تعارض ایفا میکنند.
رشد شخصيت در دوره شيرخوارگي Development of personality in babyhood
شخصیت، جذابترین، پیچیدهترین و مهمترین مبحث دانش روانشناسی بهشمار میرود. به گفته عدهای از روانشناسان، شخصیت از ابتدای تولد تا خاتمه عمر در حال شكل گرفتن و تكامل است و به همین دلیل هیچگاه نمیتوان از آن به عنوان حالتی ثابت و غیرقابل تغییر سخن گفت.[1] البته بحث رشد شخصیت در كودك شیرخواره و نوزاد، بحث پیچیدهای است و تصویر واضحی از آن در اختیار ما قرار نگرفته است. بهطور مثال، آلپورت نوزاد را به صورت موجودی كاملا لذتجو، مخرب، ناخوشایند و غیراجتماعی، كاملا خودخواه، ناشكیبا و وابسته توصیف میكند. مواد خام ژنتیكی جسم، خلقوخو و هوش در او وجود دارند، اما در دوران نوزادی، چیز كمی وجود دارد كه بتوان آن را شخصیت نامید. نوزاد مطابق سائقها و بازتابهای خود كه با كاهش تنش و افزایش لذت در ارتباط هستند، عمل میكند.[2]
شناخت اجتماعي Social cognition
انسان موجودی اجتماعی است و به تعامل با دیگران نیاز دارد. ما در معاشرت با دیگران اطلاعات بسیاری به دست میآوریم كه به نحوی آنها را دستهبندی و منسجم میكنیم و بخشهای مهم و مفید آنها را به حافظه میسپاریم. برای داوری و قضاوت درباره دیگران باید بتوانیم این اطلاعات ذخیرهشده را با هم تركیب كنیم و به شناختی درست از دنیای اطرافمان دست یابیم. شناخت اجتماعی بیان میكند كه ما چگونه به اطلاعات توجه میكنیم، آنها را ذخیره میكنیم و در موقع لزوم به یاد میآوریم. به همین خاطر شناخت اجتماعی رابطه نزدیكی با ادراك اجتماعی[1] دارد. زیرا هر دوی آنها درباره فرایندهای اساسی بحث میكنند كه زیربنای فهم ما را از دنیای اجتماعی تشكیل میدهند. لازم به یادآوری است كه این دو مبحث حداقل از یك جهت با هم تفاوت اساسی دارند. ادراك اجتماعی از مدتها قبل مورد توجه روانشناسان اجتماعی بوده است، در حالی كه توجه به شناخت اجتماعی و تلاش در جهت پیشرفت آن به سایر علوم مرتبط میشود. از اواخر دهه 1970 میلادی به بعد پژوهشگرانی كه به مطالعه ابعاد شناختی انسان مانند توجه، حافظه[2] و استدلال میپرداختند، به پیشرفتهای عظیمی دست پیدا كردند. بسیاری از روانشناسان اجتماعی، تحت تاثیر این پیشرفتها درصدد برآمدند تا اصول، روشها و یافتههای مطالعات علوم شناختی را در رشته علمی خود بهكار گیرند. در نتیجه، برخی از مفاهیم و اصول شناخت اجتماعی از رشتههای علمی دیگر بهویژه روانشناسی شناختی، وارد روانشناسی اجتماعی شد.[3] درست است كه این اصول و مفاهیم در فهم فرایند شناخت دیگران در روانشناسی اجتماعی بسیار مفید بودند، اما از لحاظ سبك با مفاهیم موجود در دیگر بخشهای این علم متفاوت هستند. در شناخت اجتماعی تاكید بر یافت این مطلب است كه ما اطلاعات اجتماعی درباره مردم، موقعیتهای اجتماعی و گروهها را چگونه پردازش میكنیم. در مسیر رسیدن به این مطلب، شناخت اجتماعی به بحث پیرامون چند موضوع میپردازد؛ نخست چگونگی اندوزش اطلاعات و شكلگیری طرحهای ذهنی[4] كه تاثیر چشمگیری بر شناخت اجتماعی میگذارد.[5] دوم بررسی میانبرهای ذهنی[6] كه در برخورد با اطلاعات وسیع به ما كمك میكنند به روشی موثر از عهده پردازش و درك دنیای خود برآییم. موضوع سوم بررسی سوگیری[7]هایی است كه در افكار ما به وجود میآیند و سبب میشوند كه به برخی اطلاعات بیشتر و به برخی دیگر كمتر توجه كنیم. یكی دیگر از مباحث مورد بحث در شناخت اجتماعی، شناخت خود است كه معمولا از دو جنبه مهم "خودپنداره"[8] و "حرمت خود"[9] مورد بررسی قرار میگیرد.[10]
نقد نظريه آدلر Critique of Adler’s theory
بیشتر کسانی که از تصویر ارائهشده از ماهیت انسان توسط فروید – به گونهای که نیروهای جنسی و تجارب کودکی بر آن غلبه دارند – ناخشنود و متنفر بودند، نظریههای آدلر را به گرمی پذیرفتند. این طرز تلقی که ما هشیارانه و صرفنظر از محدویتهای وراثتی یا رویدادهای کودکی، رشد خود را هدایت میکنیم، خوشایندتر است. آدلر، یک تصویر خشنودکننده و خوشبینانه از ماهیت انسان ارائه داد.[1]