بيوشيمي جنسي
بيوشيمي جنسي را از يک لحظه بسيار سخت مي توان تعريف کرد . بدين معنا که يا آن را احساس مي کنيد يا آن را احساس نمي کنيد .
آيا تا بحال اتفاق افتاده است که يکي از دوستانتان مرد يا زن فوق العاده اي را براي شما توصيف کرده باشد و به شما اطمينان خاطر داده باشد که او هر آنچه را که يک زن يا مرد مي خواهد ، داراست ، به طوري که مشتاق شده باشيد او را حتماً ببينيد . سرانجام پس از آنکه او را از نزديک ديديد متوجه شديد که هيچگونه جاذبه جنسي برايتان ندارد ؟ . آيا تا بحال از لحاظ جنسي جذب کسي شده ايد که هيچ گونه نقطه مشترکي با او نداشته ايد ، برايش احترام قائل نبوده ايد يا او را تاييد نمي کرديد و هرگز نيز نمي خواستيد که زندگيتان را با او بگذرانيد ؟ موضوعي که در رابطه با جاذبه جنسي بسيار ناراحت کننده و حتي عصباني کننده است نيز همين است . بدين معنا که ظاهراً تحت شرايط نادرست با فرد نامناسب ، اغلب آن را بيش از حد احساس مي کنيم و تحت شرايط درست با فرد مناسب اصلاً آن را احساس نمي کنيم .
چرا فقط نسبت به افراد خاصي جاذبه جنسي داريم ؟
جاذبه جنسي ميان دو نفر ، به اين معناست که ميان آن دو رزنانس ( يعني نيروي متناوبي که با فرکانس مشابه ارتعاشات آزاد يک جسم به آن وارد کنيم ، ارتعاشات پرانرژي تري حاصل مي کند ) وجود دارد . حال مي پرسيم چه چيز اين جاذبه را به وجود آورده است ؟
چندي بيش نيست که دانشمندان و جامعه شناسان به مطالعه اين بعد رواني و نامرئي زندگي انسان پرداخته اند . مطمئنم کساني را ملاقات کرده ايد که پيش از آنکه حرفي بزنند از آنها خوشتان آمده يا برعکس از آنها خوشتان نيامده است . اگر از آن شخص خوشتان آمده است اين نشان دهنده آن است که انرژي آنها را دريافت مي کنيد . چنانچه سرشار از عشق و شور و حال و بخشش باشند شما نيز احتمالاً احساس خوبي خواهيد داشت و چنانچه احساسات و نيروهاي منفي زيادي از قبيل خشم ، دلخوري و انزجار داشته باشند با اين که شما چنين احساساتي را در خود نداريد احتمالاً احساس بدي پيدا خواهيد کرد . اما چنانچه احساسات و عواطف مشابهي در خود داشته باشيد با يکديگر رزنانس خواهيد داشت .
هر يک از ما داراي چندين وضعيت ارتعاشي مختلف هستيم :
ارتعاش جسماني : برآيند تمامي کارهايي است که به وسيله غذا ، سيگار ، مواد مخدر ، الکل ، ورزش و روابط جنسي با بدنتان مي کنيد که به نوبه خود نيز مي تواند تحت تاثير ارتعاشات پرانرژي فکري يا احساسي و ( عاطفي ) قرار بگيرد .
ارتعاش فکري : برآيند تمامي افکار ، قضاوت ها و باورهاي شماست .
ارتعاش احساسي ( عاطفي ) : برآيند تمامي احساسات گذشته و حال و شامل تمامي برنامه ريزي احساسي شما است .
ارتعاش روحي : برآيند احساس صلح و آرامشي است که با خود و دنياي بيرون تان داريد به اضافه فلسفه روحي و انعکاس مجموعه تمامي ديگر ارتعاشات جسماني ، فکري ، احساسي ( عاطفي ) شما .
بنابراين هنگامي که نسبت به کسي احساس جاذبه جنسي مي کنيد ، احتمالاً به اين معناست که در يک يا چند زمينه از ارتعاشات يکساني برخوردار هستيد . اما اين لزوماً به اين معنا نيست که از تفاهم کافي برخوردار هستيد و همسران خوبي براي يکديگر خواهيد شد .
جاذبه جنسي و تفاهم دو چيز متفاوت هستند .
جاذبه جنسي يکي از ارکان تفاهم به حساب مي آيد ، اما به تنهايي کافي نخواهد بود تا با فرد مقابلتان تفاهم داشته باشيد .
جاذبه فوري و جاذبه تدريجي :
يکي از بزرگترين اشتباهاتي که به هنگام همسرگزيني مرتکب مي شويم قضاوت عجولانه است . چنانچه کسي در ابتداي آشنايي برايتان جذاب نباشد ( نسبت به او جاذبه جنسي نداشته باشيد ) لزوماً به اين معنا نخواهد بود که در آينده پس از آنکه او را بهتر شناختيد نيز هرگز برايتان جذاب نخواهد بود . ممکن است در ميان گذاشتن افکار و احساسات تان با يکديگر بتواند چنان رزنانس جسماني را نيز فعال کند . جاذبه نبايد تنها بر اساس قيافه و ظاهر فرد مقابلتان باشد ، بلکه بايد برخاسته از احساس شما ، هنگامي که با او هستيد نيز باشد . به همين دليل جاذبه تدريجي عملاً اصيل تر و واقعي تر از شهوت در نگاه اول است چرا که برخاسته از کليت شخص است و نه تنها بعد جسماني او .
به ياد داشته باشيد ، منتظر ماندن براي آنکه بيوشيمي جنسي رشد کند ، به اين معنا نسيت که ماه ها و سال ها در رابطه اي که فاقد هرگونه شور و حال و حرارت است باقي بمانيد به اين اميد که روزي به طرزي معجزه آسا بيدار شويد و ببينيد نسبت به فرد مقابلتان جاذبه جنسي پيدا کرده ايد . گرچه نمونه هايي نيز گزارش شده اند که دو نفر به مدت 5 يا 10 سال با يکديگر آشنا بوده اند و ناگهان دريافته اند تمام اين مدت عاشق يکديگر بوده اند . اما معمولاً اين طور است که مردم به روابط غير ارضاء کننده همچنان ادامه مي دهند تنها به اين دليل که از رو به رو شدن با حقيقت هراس دارند .