زندگي بعد از طلاق
طلاق یک تغییر اساسی در زندگی است که شخص را دچار سردرگمی میکند . ناگهان خودتان به تنهایی میبایست از پس مواردی مانند پول بچه ها شغل تغییرات و موقعیتهایي که اعضای خانواده را تحت فشار قرار میدهد بر بیایید . در اینجا توصیه هایی وجود دارد که " چگونه زندگی جدید را پس از جدایی شروع کنید ؟" اگر مشکلاتی دارید بدانید که :
* بعد از اتمام این زندگی ، زندگی جدیدی در انتظار شماست .
در حال حاضر به سختی می توانید باور کنید زیرا روزی این زندگی چیزی بود که شما خواستار آن بودید . شما خواهان ایجاد و تداوم آن بودید .
* خودتان را فریب ندهید .
از خودتان بپرسید : آیا به راستی این زندگی را می خواهید یا به علت ترس دو دستی به آن چسبیده اید ؟ اگر فکر تنها ماندن ترسناک تر از بودن در یک زندگی از هم پاشیده است خب به ترسهایتان اجازه دهید تا تصمصیم گیرنده باشند . آیا برای از دست دادن زندگی که بود یا میبایست باشد هنوز سوگواری میکنید؟
* روزهای زندگیتان را هدر ندهید .
اندوهگین بودن هیچ محدوده زمانی ندارد اما زندگی محدود است . شما این را متوجه بشوید یا نشوید ، زمان به سرعت سپری میشود. زمانی میرسد که شما باید حقیقت را بپذیرید و بگویید : " من باید کاری برای زندگی ام انجام دهم بچه هایم را بزرگ کنم و کاری کنم که زندگی شاد و معناداری داشته باشم و شخصی فعال در جامعه باشم ." پس از هم اکنون قدمهای استوار بردارید و به جلو حرکت کنید .
* افکار مصیبت بار را از ذهن تان دور کنید .
" زندگی من تمام شده است ." " من همه چیز را از دست دادم ." " همه چیز خیلی بد است ." افکاری هستند که تاثیرات خیلی قوی بر چگونگی احساس شما دارند . متوجه باشید که واقعا اینها درست نیستند . زندگی شما تمام نشده است فقط یک شروع جدید برای شماست . تغییر پیش فرضهای منفی در ذهن تان به تغییر احساسات شما کمک میکند .
* زمان خود را با افسوس هدر ندهید .
شما باید به خودتان بگویید : " اتفاقی است که افتاده !" شما نمی تواتید به گذشته برگردید و کاری انجام دهید اما می توانید کارهای زیادی را هم اکنون انجام دهید .
* برای فرزندانتان الگو باشید .
در آینده فرزندانتان چگونه والدینی خواهند بود وقتی شما در جایی نشسته و گریه میکنید ، به نقطه ای زل می زنید و افسوس گذشته را می خورید ؟ وقتی شما جدایی را پذیرفتید زمان پیشرفت در زنگی تان است .
به خاطر فرزندانتان با همسر سابق خود رابطه جدیدی را تعیین کنید .
در رابطه سابق شما همسر وی بودید اما در حاضر یک دوست معمولی هستید بخاطر بچه هایتان .
* با کودکانتان صحبت کنید .
طلاق ممکن است زخمهای عاطفی را برای بچه هاایجاد کند . با آنها صحبت کنید . با آنها درباره اتفاقاتی که درحال وقوع است و احساساتی که آنها نسبت به وقایع کنونی دارند صحبت کنید و به آنها اطمینان دهید همه چیز بهتر خواهد شد. اگر آنها خیلی چیزها را بدانند می توانند به شما در این مراحل کمک کنند و به این ترتیب آنها هم احساس قدرت می کنند .
* از دیگران کمک بگیرید.
اگر از مردم کمک بخواهید خوشحال می شوند . این لطفی است در حقشان که به آنها اجازه می دهید کاری برایتان انجام دهند .يك گروه حمايت كننده از نزديكترين دوستانتان داشته باشيد كه حمايتگرعاطفي ،راهنماي هميشگي ومشوق شما در كارهايتان باشند.بدانيد شما اولين نفري نيستيد كه از سايرين كمك مي گيريد.
* از امكانات و موهبت هاي اطراف خود استفاده كنيد.
هركاري كه مي توانيد براي رسيدن به موفقيت انجام دهيد. توانايي ها و نقاط قوت خودتان را كشف كنيد و براي كمك به خود و حركت در يك مسير جديد و مثبت روي آنها متمركز شويد.هرشخصي حقيقت وجودي دارد كه فقط خودش ميداند وباور دارد . به ياد داشنه باشيد كه شما نتايجي در زندگي بدست مي آوريد كه ابتدا باور داريد و سپس شايستگي آن را.
* براي خودتان وقت بگذاريد.
خودتان را در اولويت قرار دهيد ،كمي خودخواه باشيد و كاري را فقط براي خودتان انجام دهيد.بهترين هديه اي كه شما مي توانيد به فرزندانتان بدهيد اينست كه از خودتان خوب مراقبت كنيد. يك كلاس جديد را امتحان كنيد، ورزش را شروع كنيد و سرگرمي هاي فراموش شده كه سابقا انجام مي داديد را دوباره شروع كنيد.
* خانه رويايي تان را بسازيد.
اگر شما مجبور به تغيير منزل شديد دنيا به آخر نرسيده است. بدانيد كه شما و بچه هايتان ميتوانيد خاطراتي را بسازيد كه آنجا خانه روياهايتان شود.
* خود واقعي تان را بيابيد.
شما ممكن است زمان طولاني نيمي از يك زوج بوده ايد. اما شما هنوز صددرصد يك شخصيت واحد هسنيد. آن شخص را دوباره كشف كنيد.
* آنچه را دوست داريد انجام دهيد.
هرروز وقتي از خواب بر مي خيزيد چه چيزي شما را به هيجان مي آورد.يك ليست از آنچه شما را به اهدافتان ميرساند تهيه كنيد.
* روحيه شاد داشته باشيد.
در زندگي جديد كمي تفريح و شادي كنيد. خاطرات زيبايي را با فرزندانتان بسازيد تا با اعتماد بنفس و حس احترام به خود بسوي آينده بروند.
* درآينده از خود مراقبت كنيد.
اين مهم است كه هميشه به روابط خود توجه كنيد و از خود بپرسيد كه :" چقدربودن در اين رابطه ارزش دارد؟" اگر شما در آن رابطه كاملا خودرا فراموش مي كنيد پس بهاي سنگيني را مي پردازيد.
منبع: www.drphil.com
آخرين آمار طلاقدر گوشه و کنار ايران طبق آمار رسمي سازمان ثبت احوال ايران، فقط در دي ماه امسال، 2 هزار و 134 زوج تهراني طلاق گرفتهاند که نسبت به ماه قبل، 7 درصد بيشتر شده است. آمار ديگري نشان ميدهد که فقط در 2 ماه اول سال، 4 هزار طلاق در استان تهران ثبت شده است. اين آمار به اضافهي اين واقعيت که در مقابل هر 4 ازدواج، يک طلاق در تهران اتفاق ميافتد، باعث شده است که شوراي رسيدگي به بحران طلاق در استان تهران تشکيلشود.
از طرف ديگر، در فاصلهي سالهاي 1370 تا 1380، ميزان طلاق در کل کشور 39 درصد بيشتر شده و استانهاي تهران با 12/98 درصد و همدان با 28/95 درصد، بيشترين افزايش، و استانهاي کردستان و سمنان کمترين افزايش طلاق در طول اين سالها را داشتهاند. در 5 سال اخير، 52 درصد طلاقها در 5 سال اول ازدواج اتفاق افتاده و 6/14 درصد طلاقها هم در دوران عقد بوده. آمار جالب ديگري نشان ميدهد که برخلاف سالهاي گذشته، در سالهاي اخير 48 درصد متقاضيان طلاق، خانمها بودهاند و 23 درصد آقايان. در 29 درصد هم هر دو طرف متقاضي طلاق بودهاند. اين جور طلاق يعني طلاق توافقي هم نسبت به قبل، افزايش چشمگيري داشته و در مهر ماه امسال 750 فقره از آن فقط در شهر تهران صورت گرفته است.
بيشترين گروه سني که در 5 سال اخير طلاق گرفتهاند، براي خانمها 24-20 سال و براي آقايان 29-25 سال بوده است. همهي اين آمار و ارقام نشان ميدهند که طلاق در کشور ما هم مثل همه دنيا رو به افزايش است. ناگوار است؛ اما انگار ما هم ناچاريم به کساني که طلاق ميگيرند کمک کنيم تا زندگيشان را با کمترين آسيب ممکن ادامه بدهند.
ژاپن، وام طلاق ميدهد!
چند ماه پيش، خبرگزاري رويترز خبر عجيبي را منتشر کرد: پرداخت وام طلاق در ژاپن! اسم اين وام «دوباره» است؛ چون قرار است در شروع زندگي مجدد، به آدمهايي که تازه از همسرشان جدا شدهاند، کمک کند. علتش هم اين است که طلاقگرفتن در ژاپن هزينههاي کمرشکني دارد؛ مثلا زن يا شوهري که عامل اصلي طلاق شناخته ميشود، بايد به شريک زندگياش غرامت بدهد. اگر طلاق به دليل خيانت يکي از طرفين باشد، طرف خيانتکار بايد براي جبران خسارت، 4 ميليون ين به همسر سابقاش بپردازد. تازگيها هم قانون جديدي تصويب شده که به همسران سابق حق ميدهد نيمي از حقوق و درآمد طرف مقابل را تصاحبکنند.
اين مشکلات اقتصادي باعث شده است بانکهاي ژاپن تصميم بگيرند وام جداگانهاي براي هزينههاي طلاق در اختيار مشتريان خود قرار بدهند تا آنها بتوانند مخارج دادگاه، وکيل و غرامتها را بپردازند. البته مقامات بانکهاي ژاپني ميگويند اين کارشان به معني تشويق طلاق نيست. آنها ميگويند نميخواهند موافقت خودشان را با طلاق نشان بدهند، بلکه ميخواهند راهي جلوي پاي کساني بگذارند که چارهاي جز طلاق ندارند و مشکلات اقتصادي، علاوه بر مشکلات عاطفي و رواني، فشار مضاعفي را به آنها تحميل ميکند.
متقاضيان طلاق در ژاپن، تا قبل از راهاندازي اين مرکز، مجبور بودند وامهاي پرسودي بگيرند و سالها زير بار قرض و بدهي باشند؛ ولي وام طلاق ِ «دوباره» که به طور متوسط 5 ميليون ين است، سود کمتري، در حدود 8/5 درصد، دارد و بازگرداندنش آسانتر است. در ژاپن، طي يکي دو سال اخير، از هر 100 نفر 2 نفر طلاق گرفتهاند.
مايشگاه طلاق در اتريش
آمار طلاق در کل دنيا روز به روز بيشتر ميشود؛ آنقدر که اتريشيها در روزهاي 27 و 28 اکتبر 2007 اولين نمايشگاه طلاق را برگزار کردند. در اين نمايشگاه بينالمللي که اسمش «آغاز زندگي تازه» بود، کانونهاي متعدد وکلا، مشاوران، آژانسهاي املاک، کارشناسان اختلافات خانوادگي، شرکتهاي کارآگاهان خصوصي و آزمايشگاههاي DNA شرکت کردند و مقالهها و سخنرانيهاي مختلفي دربارهي جوانب متعدد طلاق ارايه دادند.
هدف برگزاري نمايشگاه طلاق وين، کمک به زوجهايي بود که روياهاي زندگي مشترکشان نقش بر آب شده و با نااميدي و اضطراب دستوپنجه نرم ميکنند. اين افراد ميتوانستند با شرکت در نمايشگاه، درباره چگونگي اداره زندگيشان بعد از طلاق، از مشاوران و روانشناسان و حقوقدانان مشاورهي رايگان دريافت کنند. شايد علت برگزاري اولين نمايشگاه طلاق دنيا در وين اين باشد که اتريش يکي از پرطلاقترين کشورهاي اروپا است. 50درصد همهي ازدواجها در اين کشور به طلاق ختم ميشود؛ اين آمار در وين، پايتخت اتريش، به 66 درصد ميرسد.
زناني که پس از طلاق دست به جيب شدند!
در هاليوود و موسيقي غرب، رسم است که بيشتر قراردادهاي کلان را با هنرمندان مرد ميبندند. ولي گاهي اوقات هم اتفاق ميافتد که زن خانواده، يک ستاره پردرآمد است و شوهرش آسمانجل يا يک فرد عادي است و بعد از مدتي کارشان به طلاق ميکشد! بهترين نمونهاش، بريتني اسپيرز است و همسر سابقش: کوين فورلين. کوين فورلين موقع ازدواج با بريتني، حکم تخليه منزل را از صاحبخانهاش گرفته بود و روز و روزگار بدي داشت و شايد اگر با بريتني ازدواج نميکرد، کارتنخواب ميشد! اگرچه جزييات طلاق آنها مسکوت مانده، ولي ظاهرا قرار است فورلين، يک ميليون دلار بابت دو سال زندگي با اسپيرز دريافت کند.
البته گاهي اوقات، طرف دندانگردتر از اين حرفها است. ويکتوريا پرينسيپال، هنرپيشه، زماني که قصد داشت از همسرش هررگلسمن، جراح مشهور پلاستيک در بورليهيلز، جدا شود؛ شرايط سختي را پذيرفت و گرچه گلسمن به دليل حرفه و تخصصش درآمدي نجومي داشت، اما با در اختيار گرفتن چند وکيل مجرب توانست در نهايت 50 ميليون دلار - که معادل نيمي از داراييهاي پرينسيپال بود- را از او بگيرد.
محل طلاق نيز ميتواند نقش تعيينکنندهاي براي هر دو نفر ايفا کند؛ براي مثال، در جريان جدايي پرسر و صداي کريستي آلي، هنرپيشه سريال «چيزر» از همسرش، پارکر استيونسون، وي تلاش ناموفقي داشت که پرونده طلاق آنها در شهر مين بررسي شود؛ چرا که آنها در اين شهر دو کودک را به فرزندخواندگي پذيرفته بودند. اما در نهايت، پرونده به محل زندگي آنها يعني کاليفرنيا منتقل شد و آلي ناچار شد طبق قوانين کاليفرنيا، بيش از نيمي از دارايياش را به همسرش منتقل کند.

