برداشت‌های اولیه از دیگران بسیار اهمیت دارند. بسیاری از افراد می‌پذیرند كه برداشت‌های اولیه‌ای كه دیگران از آنها دارند، روند ارتباطات آینده آنها را با یكدیگر شكل خواهند داد. برداشت‌های اولیه پس از شكل‌گیری، معمولا كمتر قابل تغییر هستند. به همین دلیل افراد خود را برای اولین ملاقات با همسر، مصاحبه شغلی، اولین روز كاری و دیگر موقعیت‌هایی كه در آن، نخستین بار با دیگران مواجه می‌شوند با دقت تمام آماده می‌كنند. بدون تردید ارتباط غیركلامی در شكل‌گیری برداشت آغازین و اسناد علی در شكل‌گیری و تصحیح برداشت‌های پیچیده‌تر بسیار مؤثرند.[1]
 
 
مواد خام نخستین برداشت[2]
  تحقیقات متعدد نشان می‌دهد، برداشت‌های آغازین مسلما تاثیر ماندگاری هم بر ادراك اجتماعی و هم بر رفتار اجتماعی دارد. برخلاف برخی جنبه‌های ادراك اجتماعی نظیر استنباط انگیزه‌ها و صفات دیگران از رفتار آنان كه مستلزم تلاش فكری بسیار است، شكل‌دهی برداشت‌های اولیه نسبتا بدون كوشش و زحمت حاصل می‌شود. اش[3]، در مقاله‌ای كلاسیك اظهار داشت:«ما به فرد نگاه می‌كنیم و بلافاصله برداشتی از ویژگی‌های وی در ما شكل می‌گیرد. یك نگاه و چند كلمه حرف زدن كافی است اطلاعات مفصلی درباره موضوعی بسیار مهم برای ما فراهم كند».
  مواد خام اولین برداشت از طریق قیافه‌ ظاهری، ساختمان بدنی، حالات حركتی شخص و لحن صدا به دست می‌آیند كه تصورات قالبی ویژه‌ای در مورد هر یك از آن‌ها وجود دارد:
 
قیافه ظاهری:[4] مقصود حالات چهره، نحوه لباس پوشیدن و آرایش موی سر و صورت، عینك، ویژگی‌های مربوط به جنس، نژاد، سن و نیز جذابیت و زیبایی ظاهری است. هنگامی كه به افراد دارای ظاهری جذاب نگاه می‌كنیم، ‌معمولا این ذهنیت در ما پیدا می‌شود كه آن‌ها از نظر اجتماعی هم شایسته‌تر، سازش‌ یافته‌تر، باهوش‌تر و دوست‌داشتنی‌ترند، اما این ذهنیت‌ها بدون دلیل است. فینگلد[5]، دریافت كه افراد زیبا و جذاب، محبوب‌تر و دارای مهارت‌های اجتماعی بیشترند، اما هیچ یك از خصوصیات وسیعی كه معمولا آن‌ها را با جذابیت همراهی و تداعی می‌كنیم در آن‌ها وجود ندارد. در مورد عینك زدن نیز چنین تصورات قالبی وجود دارد. معمولا فردی كه عینك به چشم می‌زند باهوش‌تر، كوشاتر و قابل اعتمادتر قلمداد می‌شود. در مورد عینك آفتابی نظر خلاف آن وجود دارد. لباس افراد از یكسو بیان‌گر تعلق آنها به گروه خاصی از جامعه می‌باشد و از سوی دیگر تا حدودی نشان‌دهنده شخصیت و طبقه اجتماعی آنان می‌باشد. لباس، همچنین چگونگی احترام و توجه به هنجارهای جامعه را نیز نشان می‌دهد.[6]
 
ریخت بدنی: شلدون[7]، محقق آمریكایی افراد را بر اساس ساختمان بدنی و صفات شخصیتی آنها به سه دسته تقسیم كرد. شلدون و همكارانش با استفاده از تصاویر هزاران دانشجوی دانشگاه، آنها را به سه گروه تقسیم كردند: گروه آندومورف[8] یا فربه‌تن كه معمولا چاق و كوتاه‌قامت هستند و راحت‌طلب، خوش‌مشرب، مهربان و خونسردند. گروه مزومورف[9] یا ستبرتن كه دارای اندام عضلانی و ورزشكاری هستند و بی‌باك، نترس و جاه‌طلبند. گروه اكتومورف[10] یا كشیده‌تن كه افراد لاغر و استخوانی را شامل می‌شود كه معمولا درون‌گرا، عصبی و خشك هستند.[11] با توجه به صفات این سه گروه، شلدون آنها را دسته‌بندی كرد. گروه اول را ویسروتونیا[12] خواند. زیرا صفات آنها به نوعی با خوش‌خوری، خوش‌زیستی و راحت‌طلبی و شادكامی مرتبط بود. گروه دوم را سوماتوتونیا[13] خواند. زیرا صفات آنها به حركت، ابراز شخصیت و جنبش مربوط می‌شد. گروه سوم را نیز سربرتونیا[14] خواند. زیرا صفات آنها به نحوی با تفكر، خودداری، نگرانی و حساسیت فوق‌العاده مرتبط بودند. ما همواره انتظارات مشخصی از افراد با توجه به ریخت بدنی آنها داریم. این مفروضات با وجود نداشتن پشتوانه علمی كافی، در میان مردم بسیار رایج است. توجه به ریخت بدنی افراد در انتخاب نقش‌های مختلف در نمایش‌ها نیز از همین جهت است. در خصوص قد(بلندی یا كوتاهی) نیز تصورات قالبی رایجی وجود دارد؛ مثلا برای مردان بلند قد بودن نشانه لیاقت بیش‌تر و موقعیت اجتماعی برتر است، ولی در زنان مسئله قد به اندازه مردان مورد توجه و دقت قرار نمی‌گیرد.[15]
 
ویژگی‌های حركتی شخص: نگاه، ژست، طرز راه رفتن، حركات سر و دست و لمس كردن، هر كدام تصورات قالبی و برداشت‌های ویژه‌ای را به دنبال دارد. البته بسیاری از این برداشت‌ها جنبه فرهنگی دارد. در فرهنگ ما برخی حركات دست و بدن بیانگر لطف و مهربانی است، دست راست را بر سینه گذاشتن و اندكی خم شدن و عقب عقب رفتن نشانه احترام و ارادت خاص است. از شیوه راه رفتن طرف مقابل، میزان تمایل یا عدم تمایل او را به ادامه ارتباط درمی‌یابیم. شخصی كه با آغوش باز با مردم برخورد می‌كند معمولا فردی خونگرم، مهربان و اجتماعی به نظر می‌آید. در مقابل، كسی كه حالت بدنی خشك و بسته داشته باشد، فردی غیرصمیمی و عصبی تلقی می‌شود.
 
لحن صدا: كیفیت صدا كه همراه سخن گفتن آشكار می‌شود نیز برداشت‌های ویژه‌ای را به دنبال می‌آورد. در دهه‌های 1930 و 1940 آزمایش‌های بسیاری در زمینه ارتباط میان صدا و شخصیت به عمل آمد. نتایج این آزمایشات نشان می‌دهد كه هر چند چنین ارتباطی فاقد اعتبار علمی است اما مردم آن را باور دارند. ادینگتون[16]، در سال 1968 طی آزمایشی یك مقاله را در اختیار زن و مردی كه تحت تعلیم صدا قرار گرفته بودند گذاشت و از آنان خواست كه عبارات آن را با صوت‌های مختلف بخوانند. سپس صدای آنان را ضبط كرد و آن را در اختیار دو گروه داوطلب قرار داد. گروه اول موظف بود ویژگی‌های صوتی عبارات خوانده شده را بررسی كند و گروه دوم می‌بایست از روی صداها شخصیت صاحب صدا را تشخیص می‌داد. نتیجه نشان داد جملاتی كه با ریتم سریع خوانده می‌شود، بدون توجه به جنس صاحب صدا، او را سرزنده و برون‌گرا نشان می‌دهد. افزایش درجه بلندی صدا در مردان، آنان را فعال‌تر و دارای جذابیت كمتر و زنان را فعال‌تر و برون‌گراتر نشان می‌دهد. بنابراین در برداشت از داده‌های غیركلامی تصورات قالبی بسیاری در میان مردم وجود دارد و از این جهت، برای داوری و برداشت صحیح، باید جانب احتیاط رعایت شود.
 
 
شكل‌گیری برداشت‌های نخستین
  در ابتدا رفتار و علایم غیركلامی برجسته‌ای كه در فرد وجود دارد، توجه ما را به خود جلب می‌كند. سپس تفسیر این علایم براساس تداعی‌هایی كه قبلا یادگرفته‌ایم و افكاری كه فعلا در ذهن ما جریان دارد، برداشت نخستین را شكل می‌دهد:
 
تداعی‌ها:[17] مقصود رابطه و پیوند میان دو یا چند نماد ذهنی است كه بر اساس تشابه معانی كلمات یا بر اساس آن كه مكررا همراه با هم مورد توجه یا تفكر قرار گرفته‌اند، ایجاد می‌شود.
 
دسترسی‌پذیری:[18] مقصود میزان سهولت و سرعت ورود افكار به ذهن است. هر چه میزان دسترسی‌پذیری افكار بیش‌تر باشد، به طور غیر ارادی زودتر به ذهن می‌آیند و بیش‌تر ما را در جهت تفسیر علایم راهنمایی می‌كنند. عوامل زیر در قابلیت دسترسی‌پذیری مؤثرند:
 
انتظارات: در یك آزمایش به دو گروه دانشجویان، اطلاعات متفاوتی از صفات یك سخنران دادند و انتظارات متفاوتی ایجاد كردند. دانشجویان دو گروه پس از استماع سخنرانی، شخصیت سخنران را كاملا متفاوت ارزیابی می‌كردند. پزشكان و پرستاران در كلینیك‌های روان‌پزشكی از بیماران خود رفتار مضطرب و ناخوشایند انتظار دارند و معمولا آنچه فكر می‌كنند می‌یابند.
 
انگیزه‌ها: ما آنچه را می‌خواهیم می‌بینیم، اهدافی كه مورد آرزوی ماست و آن‌ها را می‌خواهیم، بیشتر در دسترس افكار ماست. لذا رفتارها را بر اساس همین اهداف تفسیر می‌كنیم. افرادی كه مایلند خودشان به صورت گروهی عمل كنند، معمولا رفتار دیگران را نیز چنین تفسیر می‌كنند.
 
خلق: خلق مثبت یا منفی(سرحال بودن یا نبودن) دارای تاثیر مستندی در چگونگی تفسیر ما از رفتار دیگران است. آب و هوای خوب یا بد، مسائل جاری خوشایند یا ناخوشایند و مانند آن‌ها خلق مثبت یا منفی را ایجاد می‌كند. خلق‌ها به این دلیل بر تفسیر‌ها اثر می‌گذارد كه افكار مثبت یا منفی را در سطحی می‌آورد كه می‌تواند بر تفسیرهای ما از رفتار تاثیر بگذارد و به اصطلاح عینك خوش‌بینی یا بدبینی درست كند.
 
بافت یا موقعیت:[19] موقعیتی كه یك رفتار در آن واقع می‌شود می‌تواند در تفسیر آن رفتار به ما كمك كند.
 
فعال‌سازی اخیر:[20] یك نماد ذهنی كه اخیرا مورد توجه واقع شده تا مدت زمانی به صورت قابل دسترسی باقی می‌ماند. لذا می‌تواند در تفسیر نمادهای ذهنی دیگر مورد استفاده قرار گیرد.
 
فراوانی فعال‌سازی:[21] استفاده مكرر از یك الگوی شناختی در طی روزها، ماه‌ها و سال‌ها می‌تواند آن را به طور مداوم در دسترس قرار دهد. در این هنگام افراد همان مفاهیم در دسترس را به طور مكرر در تفسیر رفتارهای دیگران به‌كار می‌برند.[22]


[1] . ارونسون، الیوت؛ روان‌شناسی اجتماعی، حسین شكركن، تهران، رشد، 1386، چاپ چهارم، ص 154 و 155.
[2] . The Low Material of first Impression
[3] . Asch s.
[4] . physical Appearance
[5] . Fingold , A
[6] . آذربایجانی، مسعود و دیگران؛ روان‌شناسی اجتماعی با نگرش به منابع اسلامی، تهران، سمت، 1387، چاپ سوم، ص 79 و 80.
[7] . Sheldon. W. H
[8] . endomorph
[9] . mesomorph
[10] . ectomorph
[11] . كریمی، یوسف؛ روان‌شناسی شخصیت، تهران، ویرایش، 1387، چاپ دوازدهم، ص 126.
[12] . viscerotonia
[13] . Somatotonia
[14] . cerebrotonia
[15] . شمس اسفندآباد، حسن؛ روان‌شناسی تفاوت‌های فردی، تهران، سمت، 1385، چاپ دوم، ص 9.
[16] . Addington
[17] . Associations
[18] . Accessibility
[19] . context
[20] . Recent Activation
[21] . Frequent Activation
[22] . روان‌شناسی اجتماعی با نگرش به منابع اسلامی، ص 81 تا 90.